روز يازدهم محرّم
مورّخان اتفاق نظر دارند بر اينكه عمر سعد در روز دهم محرّم كربلا را ترك نگفت .
بلكه تا زوال آفتاب روز يازدهم در آنجا ماند . او كشتگان خود را جمع كرد و بر آنها نماز خواند ، ولى نور چشم زهراى بتول ( س ) و يارانش را بدون غسل و كفن بر روى زمين رها كرد .
چگونگى بردن باقيماندهء كاروان حسينى به كوفه !
سيد بن طاووس مىگويد : ابن سعد بقيهء آن روز و روز دوم را تا زوال خورشيد در آنجا ماند . آنگاه همراه باقيمانده اهل و عيال حسين ( ع ) حركت كرد . زنان و امانتهاى رسول خدا ( ص ) را با سر و روى باز در ميان دشمنان بر شترهاى برهنه و بى جهاز سوار كرد و همانند اسيران ترك و روم به راه انداخت » . « 1 »
ابن عثم كوفى گويد : « مردم ، حرم رسول خدا ( ص ) را همانند اسيران به حركت درآوردند » . « 2 »
طبرى مىنويسد : « عمر سعد آن روز و فردايش را اقامت كرد . سپس به حميد بن بُكير احمرى فرمان داد كه مردم را براى رفتن به كوفه فرا بخواند . دختران و خواهران حسين ( ع ) و كودكان همراهش را نيز با خود برد ؛ و على بن الحسين ( ع ) بيمار بود » . « 3 »
اما دينورى در اين باره گفتار نادرى دارد و نقل مىكند كه ابن سعد زنان را در كجاوههاى پوشيده بر شتران سوار كرد ! او مىنويسد : عمر سعد دو روز پس از قتل حسين ( ع ) در كربلا اقامت كرد . آنگاه فرمان حركت داد . سرها را بر نيزه كردند . . . و عمر سعد فرمان داد كه زنان ، خواهران و دختران حسين ( ع ) را در كجاوههاى پوشيده سوار كردند . ميان وفات رسول خدا ( ص ) و قتل حسين ( ع ) پنجاه سال فاصله بود . » . « 4 »
هامش
( 1 ) . اللهوف ، ص 189 .
( 2 ) . الفتوح ، ج 5 ، ص 139 .
( 3 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 336 ؛ و الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 296 .
( 4 ) . الاخبار الطوال ، ص 259 ؛ ر . ك . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 291 .