در روضة الصفا آمده است : چون شمر به خيمهاى كه على بن الحسين ( ع ) در آن تكيه داده بود ، رسيد ، شمشيرش را كشيد كه او را به قتل برساند . حميد بن مسلم گفت : سبحان الله ! آيا اين بيمار را مىكشيد ؟ ! او را مكش !
ديگرى گفت : عمر سعد دستانش را گرفت و گفت : آيا از خداوند شرم نمىكنى كه مىخواهى اين جوان را بكشى ؟ ! شمر گفت : از امير عبيداللّه فرمان رسيده است كه همهء فرزندان حسين بايد كشته شوند .
عمر آن قدر در منع او اصرار كرد تا از او دست برداشت . سپس فرمان داد خيمهگاه خاندان مصطفى را به آتش كشيدند ! » . « 1 »
در تذكرة الخواص به نقل از واقدى آمده است : « چون على بن الحسين ( ع ) در هنگام كشته شدن پدرش بيمار بود ، او را زنده گذاشتند ، پس شمر بر او گذشت و گفت : او را بكشيد ! سپس عمر سعد آمد و چون او را ديد گفت : متعرض اين جوان نشويد ! آنگاه خطاب به شمر گفت : براى حرم چه كسى باقى مىماند ؟ » . « 2 »
اشاره
همهء روايتهاى تاريخى تأكيد دارند بر اينكه امام زين العابدين ( ع ) در كربلا بيمار بود ، اما دربارهء اينكه اين بيمارى تا چه زمانى ادامه يافت چيزى نگفتهاند . ولى از برخى اشارههاى تاريخى چنين برمىآيد كه ايشان حتى در شام نيز بيمار و ناتوان بود .
برخى گفتهاند كه او بر اثر چشم زخم بيمار شد . مانند احمد بن حنبل كه - به نقل ابن شهر آشوب - بر اين باور است كه آن حضرت زرهى را پوشيد و برايش بلند بود . پس ، زيادى آن را گرفت و پاره كرد ؛ و اين موجب بيمارى او گشت . « 3 »
ديگران اين را بعيد شمردهاند ، قضيه از اعتقاد ابن حنبل فراتر مىرود . زيرا ارادهء خداوند بر اين تعلق گرفته بود كه وى پس از پدرش زنده بماند ؛ زيرا ايشان از مصاديق
هامش
( 1 ) . روضة الصفا ، ج 3 ، ص 170 .
( 2 ) . تذكرة الخواص ، ص 232 .
( 3 ) . ر . ك . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 142 .