4 - راوندى به نقل از ابى سعيد عقيصا مىنويسد : همراه على ( ع ) به قصد صفين بيرون آمديم . چون بر كربلا گذشتيم فرمود : « اينجا محل قبر حسين ( ع ) و ياران او است » « 1 »
5 - على ( ع ) به براء بن عازب فرمود : « اى براء فرزندم حسين كشته مىشود و تو زندهاى و يارى اش نمىدهى » . چون حسين ( ع ) به قتل رسيد براء بن عازب مىگفت : « به خدا سوگند على بن ابى طالب راست گفت . حسين كشته شد و من يارىاش ندادم ، سپس حسرت و پشيمانىاش را از اين كار اظهار مىداشت . » « 2 »
6 - ابن قولويه به نقل از ابى عبداللَّه جدلى مىگويد : بر اميرمؤمنان ( ع ) وارد شدم در حالى كه حسين در كنارش بود . حضرت دست بر شانهء وى زد و فرمود : اين ( فرزندم ) كشته مىشود و هيچ كس او را يارى نمىدهد !
گفتم : اى اميرمؤمنان ، به خدا سوگند ، آن زندگانى بدى است !
فرمود : ولى آن روز مىرسد . « 3 »
7 - ابى جعفر به نقل از پدرش فرمود : على ( ع ) بر كربلا گذشت . هنگامى كه اصحابش بر وى گذشتند چشمانش غرق اشك شد و مىفرمود : اين محل فرود آمدن كاروانشان است .
اينجا بار اندازشان است . خونشان در اينجا مىريزد . خوشا به حالت اى زمينى كه خون ياران در آن مىريزد !
امام باقر ( ع ) فرمود : على ( ع ) همراه مردم حركت مىكرد . چون به كربلا رسيد ، مقدار دو يا يك ميل از آنان پيش افتاد ؛ تا آنكه به جايى به نام مقذفان رسيد ؛ و فرمود : در اينجا دويست پيامبر و دويست سبط كشته شدند كه همه شهيد هستند . اينجا محل فرود آمدن و قتلگاه عاشقانى است كه گذشتگان از آنان پيشى نگيرند و آيندگان به آنها نرسند . « 4 »
هامش
( 1 ) - الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 222 ، شماره 67 .
( 2 ) - الارشاد ؛ شيخ مفيد ، 192 .
( 3 ) - كامل الزيارات ، ص 71 ، باب 23 ، ح 1 .
( 4 ) - بحار الانوار ، ج 41 ، ص 295 ، باب 114 ، ح 18 .