گويد : سپس فرياد آه و ناله مردم بلند شد .
آنگاه رسول خدا ( ص ) فرمود : آيا مىگرييد و يارى اش نمىكنيد ؟ ! پروردگارا تو خود يار و ياورش باش .
سپس فرمود : اى مردم ، من در ميان شما دو چيز گرانبها مىگذارم : كتاب خداوند و عترتم و ريشهام و سرشت آبم و ميوهء دلم و روحم را . آن دو از يكديگر جدا نشوند تا بر حوض بر من وارد شوند . بدانيد كه من در اين باره از شما چيزى نمىپرسم مگر آنچه را كه خداوند امر فرموده از شما بپرسم . از شما دربارهء دوستى خويشاوندانم مىپرسم . بپرهيزيد از اين كه در روز قيامت مرا در كنار حوض ديدار كنيد در حالى كه خاندانم را آزرده و اهل بيت مرا كشته باشيد و بر آنان ستم روا داشته باشيد .
آگاه باشيد كه در روز قيام سه پرچم از اين امت بر من وارد مىشود :
يكم : پرچمى سياه و تاريك كه ملائكه از آن بى تاب مىشوند . آنگاه نزد من توقف مىكند و من از آنان مىپرسم : شما كه هستيد ؟ آنان نام مرا از ياد مىبرند و مىگويند : عرب و اهل توحيديم به آنان مىگويم : من احمد پيامبر عرب و عجم هستم ، مىگويند : ما از امت تو هستيم . مىگويم : پس از من با اهل بيت و عترتم و كتاب پروردگارم چگونه رفتار كرديد ؟
مىگويند : كتاب را تباه ساختيم و به شدت كوشيديم كه عترت را از روى زمين برداريم .
چون اين را مىشنوم روى از آنان بر مىگردانم ؛ و آنان تشنه و با روى سياه محشور مىگردند .
سپس پرچمى سياهتر از اولى بر من وارد مىشود . به آنان مىگويم : پس از من با ثقلين ( دو چيز گرانبها ) يعنى كتاب خدا و عترت من چگونه رفتار كرديد ؟
مىگويند : با ثقل بزرگتر مخالفت ورزيديم ! و كوچكتر را آواره و پراكنده ساختيم .
مىگويم از من دور شويد و آنان با روى سياه محشور مىگردند .
سپس پرچمى بر من وارد مىشود كه نور چهرهشان مىدرخشد ، به آنان مىگويم :
شما كه هستيد : ما اهل كلمهء توحيد و تقوا از امت محمد مصطفى هستيم . ما باقيماندهء اهل حق هستيم به كتاب پروردگارمان عمل كرديم . حلال آن را حلال و حرامش را حرام شمرديم به فرزندان پيامبرمان ، محمد ( ص ) ، محبت كرديم . و آنان را با آنچه خودمان را يارى كرديم
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 57
مساهمون: عزت الله مولائی
ص٥٧