امام ( ع ) قيس بن مسهّر صيداوى و عمارة بن عبيداله سلولى و عبداللّه و عبدالرّحمن ، پسران شدّاد ارحبى ، « 1 » را با وى همراه كرده بود . بنا به قولى عبداللّه بن يقطر را نيز با او فرستاد . « 2 »
امام ( ع ) به مسلم بن عقيل سفارش كرد كه بر موثّقترين اهل كوفه وارد شود و فرمود :
« آن گاه كه به شهر درآمدى نزد موثّقترين مردم شهر فرود آى » « 3 »
نقل شده است كه او بر مسلم بن عوسجه وارد شد . « 4 » نيز نقل شده است ، وى نخست بر هانى بن عروه ، وارد گرديد . « 5 » ولى مشهور اين است كه مسلم نخست در خانهء مختار بن ابى عبيد ثقفى فرود آمد ؛ و سپس از آنجا به خانهء هانى نقل مكان كرد . « 6 »
امام حسين ( ع ) رفتن خويش به كوفه را منوط به اين امر كرد كه : مسلم بايد به او بنويسد كه مردم كوفه به حقيقت ، همان طورى هستند كه در نامههايشان آمده و پيكهايشان گفتهاند . آن حضرت در نامهء نخست خود به كوفيان نوشت : . . . چنانچه او براى من نوشت كه عامهء مردم خردمندان همانطور كه پيكهايتان گفتهاند و در نامه هايتان خواندم همرأى هستند ، به خواست خداوند به زودى نزد شما مىآيم . . . » « 7 »
در روايت ديگرى آمده است كه امام ( ع ) در نامهاى خطاب به آنان چنين گفت : اگر شما همان طورى كه پيكهايتان گفتهاند و در نامههايتان خواندهام هستيد ، با پسر عمويم برخيزيد و با او بيعت كنيد و او را وا مگذاريد . . . » « 8 » .
هامش
( 1 ) - ر . ك : الارشاد ، ص 186 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 277 ؛ زندگينامهء اشخاص سه گانه در جلد سوم آمده است : ص 69 - 73 ، ص 42 و ص 42 - 44 ، به طور متوالى .
( 2 ) - ر . ك : ابصارالعين ، ص 94 ، زندگينامهء ابن يقطر نيز در جزء سوم ( ص 170 ) آمده است .
( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 36 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 196 .
( 4 ) - ر . ك : تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 275 ؛ و ر . ك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 55 ؛ زندگينامهء مسلم بن عقيل درجلد دوم آمده است .
( 5 ) - ر . ك : سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 299 .
( 6 ) - ر . ك : الارشاد ، ص 186 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 279 ؛ ابصارالعين ، ص 80 . زندگينامهء مختار بن ابى عبيد ثقفى در جزء دوم آمده است .
( 7 ) - الارشاد ، ص 186 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 278 ؛ الاخبار الطوال ، ص 231 .
( 8 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 35 ، مقتل الخوارزمى ، ج 1 ، ص 195 - 196 .