يزيد كه امام حسين عليه السلام را در منزلش نديد و شنيد كه به منزلگاه او رفته است بازگشت . با ديدن امام حسين عليه السلام در منزلگاهش گفت : « قل بفضل الله وبرحمته فبذلك فليفرحوا » ، درود بر تو اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله .
پس از سلام بر امام عليه السلام ، در حضور حضرت نشست و سبب آمدنش را باز گفت . امام حسين عليه السلام در حق او دعاى خير كرد . سپس يزيد منزلگاهش را به كنار امام حسين عليه السلام انتقال داد و با آن حضرت بود تا آنكه در كربلا جنگيد و كشته شد . پسرانش نيز در حمله نخست كشته شدند .
پسرش ، عامر بن يزيد ، در رثاى او و دو فرزندش چنين مىگويد :
يا فرْوَ قومى فاندبى * خيرالبرية فى القبور
وابكى الشهيد بعبرة * من فيض دمع ذى درور
وارثِ الحسين مع التفجع والتأوه والزفير * قتلوا الحرام من الائمة فى الحرام من الشهور
وابكى يزيد مجدّلًا * وابنيه فى حرالهجير
متزملين ، دماؤهم * تجرى على لبب النحور
يا لهف نفسى لم تفز * معهم بجنات وحورِ « 1 »
اى « فرو » برخيز و بر بهترين شخص مدفون گريه و زارى كن .
بر شهيدان پياپى اشك بريزيد .
با ناله و آه و زارى بر حسين نوحهسرايى كنيد .
در ماه محرم امام با حرمت را كشتند .
نيز بر يزيد و دو فرزند بر زمين افتادهاش در گرماى نيمروز بگرييد .
آنان آرميدهاند و خون از گلويشان جارى است .
واى بر من كه در بهشت و نزد حورالعين به ايشان ملحق نشوم .
هامش
( 1 ) - ر . ك . ابصار العين ، ص 189 - 190 .