اين انتساب آتش كينه وى را نسبت به شيعيان و به ويژه اهل بيت عليهم السلام شعلهور ساخت . در نتيجه تاريخ از وى چنان پروندهء سياهى ثبت كرد كه الى الابد سياهى آن باقى خواهد ماند .
نقل شده است كه عبيدالله زياد در سال بيستم هجرى « 1 » از مرجانه مجوسى كه به بدكارى مشهور بود زاده شد . زياد از آن زن جدا شد و شيرويهء اسوارى « 2 » او را به زنى گرفت . زياد عبيدالله را به مرجانه داد و او در خانه شيرويه ( غير مسلمان ) نشو و نما يافت . او لكنت زبان داشت و واژههاى عربى را نمىتوانست درست ادا كند . براى مثال به « حَرورى » مىگفت « هَرورى » و شنوندگان را به خنده مىانداخت . « 3 »
زياد ، پدر عبيدالله ، در سال 53 ه به هلاكت رسيد و او نزد معاويه رفت ؛ كه در سال 54 ه « 4 » وى را واليگرى خراسان داد و در سال 55 والى بصره ساخت . عبيدالله ، اسلم بن زرعه كلابى را در خراسان به جاى خويش گماشت و به بصره بازگشت « 5 » ؛ و تا مرگ معاويه همچنان والى آن شهر بود .
با آن كه كينهء عبيدالله بن زياد نسبت به اهل بيت عليهم السلام براى واداشتن وى بر ارتكاب جنايت قتل امام حسين عليه السلام كافى بود ، ولى بيم از خشم يزيد و كينهاى كه از او به دل داشت و تمايل عبيدالله براى جلب رضايت و دوستى يزيد ، عزم وى را بر كشتن امام عليه السلام به منظور اظهار ارادت به او چند برابر مىساخت . « 6 »
يزيد هنگام ترغيب عبيدالله در اجراى فرمان كشتن امام حسين عليه السلام ، از همان سلاحى كه پدرش عليه زياد به كار گرفت استفاده و تهديد كرد كه چنانچه از اجراى آن سرباز زند ،
هامش
( 1 ) - ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 246 .
( 2 ) - اسوار : يكى از اقوام ايرانى ساكن بصره كه از روزگاران قديم در آن سكونت گزيده بودند . . . و به سواركار جنگجوىشان اسوار يا اسوار ( ج : اساوره ) گفته مىشود . . . ( ر . ك . لسانالعرب ، 4 / 388 ) .
( 3 ) - ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 545 ؛ العقد الفريد ، ج 2 ، ص 477 ؛ الملحمة الحسينيه ، ج 3 ، ص 140 .
( 4 ) - ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 242 و 246 .
( 5 ) - همان .
( 6 ) - شايد كينه يزيد نسبت به عبيدالله ( چنان كه در تذكرة الخواص ، ص 218 آمده است ) و يا خشم او نسبت به وى ( آن طور كه در تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 280 آمده است ) نتيجه كينه يزيد نسبت به زياد ، پدر عبيدالله ، بود . زيرا كه زياد ، يزيد را به خاطر فسق و فجورش شايسته خلافت نمىدانست . او ، معاويه را از گرفتن بيعت براى يزيد منع مىكرد و نسبت به پيامدهاى اين كار هشدار مىداد .