گشوده نشود ، تا آن كه وى آن را در روزگار عمر باز كرد و مسلمان شد ! اين در حالى است كه به گزارش تاريخ ، وى از بزرگترين دانشمندان يهود بوده است .
كعب الاحبار زندگانى به ظاهر اسلامىاش را در حالى آغاز كرد كه در شمار نزديكان خليفه دوم به شمار مىآمد . با او انس و الفت داشت و به مشورت مىپرداخت و بر انديشهاش تأثير مىگذاشت . خليفه پرسشهايى را كه پاسخ ديگر صحابه برايش خوشايند نبود به او ارجاع مىداد . نقل شده است كه يك بار خليفه دوم از سلمان پرسيد :
« آيا من پادشاهم يا خليفه ؟ » سلمان گفت : « اگر درهمى يا كمتر و بيشتر ، از زمين مسلمانان ماليات گرفته جز در راه خودش به مصرف رسانده باشى ، پادشاهى نه خليفه » « 1 » پاسخ سلمان خليفه را خوش نيامد و از كعب ، كه در دادن پاسخهاى محبتآفرين ماهر بود ، پرسيد و گفت : « تو را به خدا سوگند ، آيا به نظر تو من خليفهام يا پادشاه ؟ » گفت :
« خليفه » و هنگامى كه عمر او را سوگند داد ، در پاسخ گفت : به خدا سوگند خليفهاى هستى از بهترين خليفهها و روزگار تو بهترين روزگارهاست ! » « 2 »
پس از فتح بيت المقدس ، كعب ، عمر را در سفر به آن سرزمين همراهى كرد و هنگامى كه در قدس قصد خواندن نماز داشت از كعب پرسيد : « به نظر تو كجا بايد نماز بخوانم ؟ » « 3 » ؛ و هنگامى كه قصد ساختن مسجد را داشت نيز از وى پرسيد « به نظر تو مسجد را بايد كجا قرار دهيم ؟ » « 4 »
يك بار از او پرسيد : « از فضايل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پيش از ولادتش ما را خبر بده » « 5 » و بار ديگر پرسيد « اى كعب از بهشت عَدْن برايم بگو » « 6 »
پس از خليفه دوم ، كعب در شمار مشاوران نزديك عثمان درآمد به طورى كه از آزرده شدن خاطر خليفه او نيز برآشفته و ناراحت مىشد .
هامش
( 1 )
- كنز العمال ، ج 12 ، ص 567 ، شماره 35777 به نقل از ابن سعد .
( 2 ) - همان ، ص 574 ، شماره 35794 به نقل از كتاب « الفتن » نعيم بن حماد .
( 3 ) - همان ، ج 14 ، ص 143 .
( 4 ) - همان ، ص 148 .
( 5 ) - همان ، ج 12 ، ص 364 .
( 6 ) - همان ، ص 561 .