اما شيخ مفيد روايت كرده است كه امام عليه السلام به آنان فرمود :
وليد مرا در اين هنگام فراخوانده است . و از اين كه مرا به امرى وادارد كه نپذيرم ، ايمن نيستم . او مورد اطمينان نيست . پس همراه من باشيد و چون بر او وارد شدم ، بر در خانه بنشينيد و هرگاه شنيديد كه صدايم بلند شد ، درآييد و او را از [ رساندن گزند به ] من بازداريد . « 1 »
باز مىگرديم به روايت ابن اعثم كه مىگويد :
سپس حسين بر وليد بن عتبه وارد شد و بر او سلام كرد . وليد پاسخ سلام را نيك داد و امام عليه السلام را به خود نزديك گردانيد . . . در اين حال مروان بن حكم نيز در مجلس نشسته بود و ميان مروان و وليد دعوا و بگو مگو بود .
حسين عليه السلام رو به وليد كرد و گفت : خداوند كار امير را راست گرداند ؛ و صلاح بهتر از فساد و پيوند بهتر از خشونت و كينهجويى است . « 2 » اينك گاه آن رسيده است كه باهم گرد آييد ؛ و سپاس خدايى را كه ميان شما الفت ايجاد كرد .
آن دو در اين باره پاسخى به امام عليه السلام ندادند .
سپس حسين عليه السلام گفت : آيا از معاويه خبرى نداريد ، او بيمار بود و بيماريش به درازا كشيده بود اكنون حالش چطور است ؟
وليد آهى بلند و نفسى عميق كشيد و گفت : اباعبدالله ، خداوند در مصيبت فقدان معاويه به تو پاداش خير دهد ، او براى شما عموى با اخلاصى بود . او مرگ را چشيده و اين نامه اميرالمؤمنين يزيد است .
حسين عليه السلام گفت :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 3 » ، اى امير ، خداوند پاداش تو را نيز زياد گرداند ، ولى مرا به چه منظور فراخواندهاى ؟ !
گفت : شما را براى بيعت فرا خواندهام ؛ و مردم همه بر او اتفاق كردهاند .
هامش
( 1 ) - الارشاد ، ص 221 .
( 2 ) - در تاريخ الطبرى ( ج 4 ، ص 251 ) آمده است : « و پيوند بهتر از بريدن است » .
( 3 ) - بقره ( 2 ) ، آيه 156 .