دربارهء چگونگى گرفتن بيعت از اين افراد نيز استفاده مىشود ؛ كه در پاسخ گفت :
هم اكنون در پى اين چند تن بفرست و بيعتشان را بگير ، چرا كه اگر اينان بيعت كنند هيچ كس از مسلمانان بر بيعت با يزيد اختلاف نخواهد كرد ، بنابراين پيش از اين كه خبر فاش گردد و اينان خوددارى ورزند ، بشتاب . « 1 »
در نقل الفتوح آمده است :
پس مروان گفت : هم اكنون پى آنان بفرست و آنها را به بيعت و درآمدن به فرمان يزيد دعوت كن ، اگر چنين كردند ، از آنان بپذير ؛ و اگر نپذيرفتند برو و پيش از آن كه از خبر مرگ معاويه آگاه شوند ، گردنشان را بزن . زيرا اگر اين را بدانند ، اين هر سه بىدرنگ مخالفت مىكنند و مردم را به سوى خود مىخوانند . « 2 »
بنابر اين نقشه اين بود كه از امام حسين و عبدالله زبير و عبدالله بن عمر - طبق آنچه در برخى روايتها آمدهاست - پيشاز افشاى خبر مرگ معاويه ميان مردم مدينه ، بيعت گرفته شود .
مطلب زير نيز تأييدگر اين موضوع است :
هنگامى كه پيك وليد نزد امام حسين عليه السلام و عبدالله بن زبير آمد و از آنان خواست كه نزد وليد بروند ؛ و آنان را در مسجد يافت و خبر فراخوانى را به آنان رساند ، عبدالله بن زبير از امام عليه السلام مىپرسد : اى اباعبدالله ، اين ساعتى نيست كه وليد بن عتبه در آن با مردم به مجلس بنشيند . من اين موضوع و فرستادن دنبال ما در اين ساعت و فراخوانى ما را ناخوشايند مىبينم ، شما فكر مىكنيد براى چه كارى دنبال ما فرستاده است ! ؟
امام حسين عليه السلام فرمود : اينك آگاهت مىكنم ، اى ابابكر ، من گمان دارم كه معاويه مرده است ، چون ديروز به خواب ديدم كه گويى منبر معاويه وارونه است و از خانهاش شعله آتش بلند است و اين را پيش خودم به مرگ او تعبير كردم . « 3 »
چنانچه آن هنگام خبر مرگ معاويه در مدينه منتشر شده بود ، ابن زبير نيز مانند ديگر مردم از آن باخبر بود .
هامش
( 1 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 206 .
( 2 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 10 .
( 3 ) - همان ، ص 11 - 12 .