كه امام حسين عليه السلام صاحب شعار هيهات منا الذلّه است .
يا از قبيل اين كه كار را به پسر زبير واگذاردند تا سخنگوى بزرگان مخالفان باشد ، در حالى كه امام حسين عليه السلام مىدانست كه پسر زبير كيست و انگيزههاى مخالفتش چيست ! و از انحراف اعتقادش خبر داشت ! و ديدگاهش را دربارهء اهل بيت عليهم السلام و دربارهء قضيه خلافت ، كه در اصل پايه احتجاج او با معاويه را تشكيل مىداد ، مىدانست .
چگونه ممكن است امام حسين عليه السلام ، سخن ابن زبير را مبنى بر اين كه پيامبر خدا از دنيا رفت و هيچ كس را به جانشينى برنگزيد ، تأييد كند .
آيا تأييد اين سخن ، اقرار همان مغالطهاى كه خلافت بدان وسيله غصب شد و چشمپوشى بر اصل اعتقاد به خلافت منصوص على عليه السلام نيست ! ؟
از اين گذشته ، امام عليه السلام كسى نيست كه جرأت و قدرت و بلاغت سخن گفتن با معاويه را در آنچه حق است ، نداشته باشد . همهء موضعگيرىهاى امام با معاويه گواه جرأت امام در استوارى بر حق و امر به معروف و نهى از منكر است .
با كاروان حسينى از مدينه تا مدينه — صفحة 269
مساهمون: علي الشاوي
ص٢٦٩