به خدا سوگند ، اى عايشه ، اگر دفن حسن در نزد پدرش صلى الله عليه و آله و سلم كه تو آنرا خوش نداشتى ، ميان ما و خداوند گذشته بود ، مىدانستم كه على رغم خواست تو او دفن مىشد . . . . « 1 »
ابن عساكر نقل مىكند كه چون زهر در وجود امام حسن عليه السلام اثر كرد ، مروان اخبار مربوط به آن حضرت و وضع سلامت وى را به معاويه گزارش مىداد . « 2 »
او همچنين نقل مىكند كه چون معاويه از قصد امام حسين عليه السلام مبنى بر دفن برادرش ، حسن عليه السلام در كنار جدش آگاه شد ، گفت : بنىهاشم با تصميم خود مبنى بر دفن حسن در كنار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با ما به انصاف رفتار نكردند ، زيرا آنان اجازه دفن عثمان را جز در گوشه بقيع ندادهاند . اگر درباره مروان خطا نكنم ، اجازه چنين كارى را نخواهند يافت او مىگفت : آفرين بر تو مروان ، در برابرشان خوب ايستادى ! « 3 »
به اين ترتيب ، موضع امويان در قضيه دفن امام حسن عليه السلام كه مروان بن حكم آن را به اجرا درآورد ، در حقيقت پيام زودهنگامى به امام حسين عليه السلام بود ، كه حد و مرز مجاز و ممنوع عمل امام حسين عليه السلام را از طرف معاويه ترسيم مىكرد . گويى امويان قصد داشتند كه از همان آغاز به ايشان بگويند : هرطور دوست دارى مىتوانى صحبت كنى ، اما كارى را كه ما نمىپسنديم نمىتوانى انجام دهى ، و گرنه سر و كارت با شمشير است !
ديدگاه امام حسين عليه السلام درباره صلح برادرش با معاويه
امامان اهل بيت يك وظيفه كلى دارند كه على رغم تفاوت شرايط سياسى و اجتماعى كه در آن به سر مىبرند ، در تلاش براى تحقق آن مشتركند ، مانند مسؤوليت نگهدارى امّت اسلامى و حفظشان در برابر پيرايههاى غير اسلامى كه با آن آميخته مىشود ؛ تبيين احكام شرعى و حقايق قرآنى ، نجات بخشيدن دولت اسلامى از انواع تهديدهاى كفر ؛ آشناساختن امّت نسبتبه فضايل اهلبيت عليهم السلام و شايستگى آنان به امر حكومت ، تا آنجا كه فرصت اجازه مىداد و زمينه فراهم بود ، و ديگر مصاديق وظايف عمومى و مشترك .
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 302 - 303 ، حديث 3 .
( 2 ) - تاريخ مدينة دمشق ، ج 13 ، ص 291 .
( 3 ) - همان .