اخبار رسيده از امامان دربارهء فتنه و آشوبها نيز با همين روش و به همين هدف بود .
شهادت امام حسين عليه السلام ، به دلايل زير ، در اخبار رسيده از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام بهره و تأكيد بيشترى را به خود اختصاص داده است :
1 . بزرگداشت منزلت امام حسين عليه السلام و فاجعهآميز بودن قتل او و ياران باوفايش .
2 . شدت مصيبت آن بزرگواران در اين رويداد عظيم و اندوهبار .
3 . اهميت عاشورا ، با توجّه به آثار مترتب بر آن مثل حفظ و بقاى اسلام .
4 . بزرگ بودن ثواب يارى حسين ؛ و گرفتار شدن قاتلان و رها كنندگان وى به لعنت هميشگى و نيز ديدن كيفرهاى سنگين .
شايد نزديكى عاشورا به روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام نيز يكى ديگر از عوامل اين تأكيد بوده باشد . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و جانشين وى كه مىدانستند شمار زيادى از صحابه و تابعان موفق به درك عاشورا خواهند شد ، تأكيد داشتند كه از كشتن حسين عليه السلام خبر دهند و دربارهء يارى حسين و پرهيز از پيوستن به صف دشمنانش به طور مستقيم با آنها سخن بگويند . اين كار در عين حال كه يك اتمام حجت بود . بسيار هم مؤثر افتاد .
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كسانى را كه هنگام گريه بر حسين وى را همراهى كردند ، به طور مستقيم مورد خطاب قرار مىداد و مىفرمود : « اى مردم ، آيا بر او مىگرييد ولى ياريش نمىكنيد ؟ » « 1 »
على عليه السلام براء بن عاذب را مخاطب قرار داد و فرمود : « اى براء ، پسرم حسين كشته مىشود و تو در آن هنگام زندهاى ولى ياريش نمىكنى . » پس از شهادت حسين عليه السلام براء مىگفت : « به خدا سوگند ، على بن ابىطالب راست گفت ، حسين كشته شد و من ياريش نكردم » ؛ و بر اين كار اظهار حسرت و پشيمانى مىكرد . « 2 »
در مقابل ، شمارى از صحابه و تابعان راستين و با اخلاص از اين گزارشها بهره جستند . صحابى بزرگوار انس بن حارث از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكند كه فرمود : اين فرزندم - اشاره به حسين عليه السلام - در سرزمينى به نام كربلا كشته مىشود ، هر كس از شما كه تا آن روز زنده ماند بايد او را يارى كند .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 44 ، ص 248 ، به نقل از مثير الاحزان .
( 2 ) - ارشاد ، ص 192 .