در پرتو اين بعد راز اجازه ندادن حضرت به فرشتگان و جنّهايى كه آمادگى خود را براى يارى وى اعلام كردند نيز قابل درك است . آن حضرت به فرشتگانى كه آمده بودند تا براى يارى او وارد عمل شوند فرمود : « وعدهگاه ، گودال و مكانى است كه من در آن به شهادت مىرسم ، و آن كربلاست . . . » ؛ و به جنها فرمود : « آيا كتاب خداى را كه بر جدّم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده است نخواندهايد كه مىفرمايد :
قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
« 1 » . . . » « 2 »
در پرتو اين منطق - منطق شهيد پيروز - به راز موضع امام حسين عليه السلام در برابر پيشنهادها و رايزنىهاى درست و نصايح خيرخواهانهاى كه ( با معيار پيروزى ظاهرى و به دست گرفتن حكومت ) از سوى كسانى چون محمد حنفيه ، عمر بن عبدالرحمن ، عبدالله بن عباس و عمرو بن لوذان ارائه مىشد نيز مىتوان پى برد .
برادر آن حضرت ، محمد حنفيه ، به او گفت : به مكّه برو ، اگر آنجا را سرايى مطمئن يافتى اين همان چيزى است كه من و تو دوست مىداريم و اگر جز اين بود به سرزمين يمن برو ، چون كه مردمانش ياران جد و پدر و برادر تواند و آنان مردمى هستند مهربان و دلسوز ، سرزمينشان از همه پهناورتر و خردشان از ديگران برتر است . اگر سرزمين يمن را جايى مطمئن يافتى كه خوب و گرنه سر به ريگستانها و درّهها مىگذارى و از شهرى به شهرى ديگر مىروى تا ببينى كه كار مردم به كجا مىكشد و ميان تو و ميان قوم تبهكار داورى گردد . « 3 »
امام عليه السلام صادقانه بودن اين نصيحت را تأييد كردند و فرمودند : « برادرم ، خداوند به تو پاداش نيك دهد ، تو خيرخواهى كردى و [ راه ] درست را نشان دادى . . . » « 4 »
هامش
( 1 ) - بگو : اگر شما در خانههاى خود هم بوديد ، كسانى كه كشته شدن براى آنها نوشته شده ، [ قطعاً ] با پاى خود به سوى قتلگاههاى خويش مىرفتند [ آل عمران ( 3 ) ، آيه 154 ] .
( 2 ) - اللهوف ، ص 28 - 30 ، گفتيم كه اين يكى از ابعاد است و تنها بعد نيست . زيرا خوددارى امام عليه السلام از پذيرش پيشنهاد ملائكه را مىتوان اين گونه تفسير كرد كه رويدادهاى قيام وى با اسباب طبيعى و عادى به انجام برسد و نه با اعجاز و كارهاى خارق العاده ، تا آن كه ثواب و پاداش مجاهدت و شكيبايى را به كمال ببرند . طبق آنچه در روايت ديگرى آمده است ، امام عليه السلام خود ، دليل نجنگيدن به وسيله ملائكه را بيان فرموده و گفتهاند : اگر نزديكى اشياء به يكديگر و ضايع شدن پاداش نبود ، به وسيله اينان با دشمن مىجنگيدم ( اللهوف ، ص 26 - 27 ) .
( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 20 - 21 .
( 4 ) - همان .