از اين رو خداوند بزرگ در واقعه صلح حديبيه ، كه دو سال پيش از فتح مكّه روى داد ، آيه شريفه
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً »
« 1 » را نازل فرمود . « 2 »
بنابر اين هر پيروزمندى چيره به شمار مىآيد ولى هر چيره شدهاى را پيروز نمىتوان دانست . آرى به طور معمول شهيدان را پيروز نمىتوان دانست ، گرچه آنان با خون پاكشان راه پيروزى را هموار مىسازند ؛
ولى ، آيا اين امر هيچ گاه از مجراى عاديش بيرون نرفته است ؟ !
آيا انسانى نيست كه هم شهيد شده باشد و هم پيروز باشد ؟ !
چنانچه « شهيد پيروز » يك ويژگى باشد . . . آن انسان جاودانهء بى مانند و يگانه در ميان پيوستگان به خداوند چه كسى است ؟
براى يافتن انسانى چنين بى مانند و يگانه ناچار بايد از روشهاى معمول و مردمان عادى دست برداشت و انسانهاى ويژه و استثنايى را مورد مطالعه قرار داد .
« شهيد پيروز » از ويژگىهاى حسينى
شهادتى عين پيروزى . . . و شكستى عين پيروزى و چيرگى !
هم شهيد و هم پيروز . . . اين يكى از ويژگىهاى امام ، اباعبدالله الحسين عليه السلام است . كه پيشتر هيچ يك از انبيا و اولياى الهى از آن برخوردار نبودهاند . زيرا در هيچ جاى تاريخ نقل نشده است كه يكى از مردان دين خدا كشته شده باشد و شهادت او در راستاى هدفهايى كه برايشان مجاهده مىكرده است عين پيروزى بوده باشد .
در تاريخ قرآنى نيز داستانى دربارهء هيچ يك از انبياى الهى كه در راه خدا كشته شدهاند - با وجود فراوانى شمار پيامبران شهيد - نقل نشده است كه براى بقا و نشر دين الهى شهادت او عين پيروزيش بوده باشد .
آرى ، انبيا و اولياى پيروز بسيار بودهاند ، همانطور كه انبيا و اولياى شهيد نيز بودهاند ، اما تأمل ما در اينجا بر ويژگى « شهيد پيروز » است !
هامش
( 1 ) - فتح ( 48 ) ، آيه 1 .
( 2 ) - ر . ك . تفسير الميزان ، ج 18 ، تفسير سوره فتح .