رعب و وحشت از اندازه بيرون رفت به طورى كه مردم ترجيح مىدادند به آنها زنديق يا كافر گفته شود ، ولى شيعه على گفته نشود . « 1 »
از جمله بزرگان شيعه كه به دست معاويه كشته شدند اينها بودند : حُجْر بن عدى و هواخواهانش ، رشيد هَجَرى ، عمرو بن حمق خزاعى ، أوفى بن حصن ، عبدالله حضرمى و هوادارانش ، جويرية بن مسهر عبدى ، صيفى بن فُسَيْل و عبدالرحمن عنزى .
از جمله بزرگان شيعه كه معاويه آنان را زير فشار و تنگناى شديد قرار داد اينها بودند :
عبدالله بن هاشم مرقال ، عدى بن حاتم طائى ، صعصعة بن صوحان ، عبدالله بن خليفه طائى و بسيار بانوان با ايمانى كه هرگز احترامشان را پاس نداشت و ايشان را ترساند .
سياستِ تبعيد معاويه را نيز بايد بر اينها افزود . او به دليل افزايش شمار معارضان شيعه در كوفه ، پنجاه هزار تن از آنان را به خراسان تبعيد كرد . « 2 »
به نظر مىرسد كه - جداى از هدفهاى فراوان ديگر - هدف معاويه از اعمال چنين سياستى اين بود كه شمار شيعيان را به اندازهاى كاهش دهد ، كه هرگاه كسى از رهبرانشان آهنگ قيام عليه حكومت اموى كرد ، در بهترين صورت ممكن هم ، جز شمارى اندك كه با سرعت و سهولت بشود آنان را از ميان برد نيابد .
5 - تقسيم امّت اسلامى به قبايل و طبقات اجتماعى
يكى از پايههاى مهمى كه معاويه حكومتش را بر آن بنا نهاده بود ، سياست استكبارى شناخته شده در ميان ملتهاى مستضعف يعنى « تفرقه بينداز و حكومت كن » بود . عصبيتى ، كه با آمدن اسلام مرده بود ، به دست معاويه زنده و عنانش رها گذاشته شد تا جمع امّت اسلامى را بپراكند . او كشت و كشتار قبيلهاى را بار ديگر به شدت رواج داد و موالى را زبون كرد و در فشار گذاشت و فرودستان را خوار كرد . ميان عطا و منزلتِ بلاد اسلامى ، فرق نهاد ، همان طورى كه ميان اشراف و افراد قبايل تمايز قايل شد . همه اين سياستها براى اين بود كه امّت - در حال تفرقه و خونريزى - خودش را ناچار ببيند تا با اطاعت و
هامش
( 1 ) - شرح نهجالبلاغه ، ج 11 ، ص 15 - 16 .
( 2 ) - ر . ك . حياة الامام الحسين ، ج 2 ، ص 167 - 178 .