دشنام دهى ، چرا كه اگر دشنامشان دهى ، هم اجر ندارى و هم زكات تو را مىگيرند . ولى اگر شكيبايى ورزى ، روز قيامت در ميزان عمل تو مىآيد . « 1 »
روايتهايى از اين دست ، در كتابهاى حديث اهل سنّت فراوان است و پيوسته تا به امروز شمارى از اين امّت زير تأثير آنها قرار دارند و تأييدشان مىكنند .
ج - ديگر از انواع گمراهى دينى كه معاويه آن را به خدمت گرفت
و با استادى تمام به كار بست ، تأسيس يك فرقهء دينى سياسى بود ، كه دين را به گونهاى كه در خدمت حاكميت امويان باشد و رفتارشان را توجيه كند تفسير مىكردند ؛ مانند جبريون و مرجئه .
ابوهلال عسكرى در كتاب اوائل گويد : معاويه نخستين كس بود كه قائل شد همهء افعال بندگان به اراده خداوند است . « 2 »
هنگامى كه به خاطر نصب پسرش يزيد ، عبدالله بن عمر به معاويه اعتراض كرد ، گفت : تو را از پراكنده ساختن مسلمانان و كوشش براى برهم زدن جمعيّت آنان و ريختن خونشان پرهيز مىدهم . كار يزيد قضاى الهى بود و اختيار مؤمنان به دست خودشان نيست . « 3 » هنگامى هم كه عايشه به سبب اين كار به او اعتراض كرد همين پاسخ را داد . « 4 »
مذهب جبريون به دست معاويه و بنىاميه گسترشى عظيم يافت و اعتقاد به اين كه انسان در كارهايش مختار است ، زير فشار قرار گرفت ؛ تا آنجا كه دارندگان چنين اعتقادى كشته مىشدند .
همچنين در دوران امويان ، فرقه مرجئه نيز رو به گسترش نهاد . اين فرقه معتقد است كه براى ايمان ، باور قلبى و اقرار زبانى كافى است و به عمل نيازى نيست . اينان را از آن رو مرجئه خواندهاند كه ايمان را مؤخر از عمل دانستهاند . به اعتقاد اين فرقه : « با وجود ايمان ، گناه زيان نمىرساند ، همانطور كه با وجود كفر طاعت سود ندارد ؟ و گفتهاند :
هامش
( 1 ) - عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 7 .
( 2 ) - الالهيات ، جعفر سبحانى ، ج 1 ، ص 510 ، به نقل از كتاب الأوائل ، ج 2 ، ص 125 .
( 3 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 188 .
( 4 ) - همان ، ص 184 .