فصل سوم
هرمزد
پس از شاپور ، پسر اردشير و نبيرهء پابك ، پسرش هرمزد « 1 » به پادشاهى رسيد و او را بىباك « 2 » گفتندى . هرمزد در تن و پيكر به اردشير همىمانست و اگرچه در رأى و
هامش
( 1 ) - دربارهء اشكال مختلف اين نام رجوع شود به كارنامك ص 67 ، عربها هرمز تلفظ مىكنند .
( 2 ) - در متن عربى « الجرئ » و در منابع ديگر « البطل » آمده است . ميرخوند اين كلمه را به « دلير » ترجمه كرده است و ممكن است تصادفا لقب اصلى هرمزد هم همين باشد اگرچه قطعى نيست . در مفاتيح العلوم ( نسخهء ليدن 514 ورقb32 ) « البطل » آمده است و بيرونى نيز ( ص 121 ) چنين دارد ، در صورتى كه مجمل التواريخ ( چاپ طهران ص 418 ) آن را به مردانه ترجمه كرده است . ظاهرا فهرست القابى كه مفاتيح العلوم به دست مىدهد هم متضمّن روايات درست است و هم شامل بعضى مجعولات . به طور كلّى من از ذكر آن خوددارى خواهم كرد .
من در كارنامك ( ص 69 ) حدس زدهام كه هرمزد اين لقب را در جنگهائى كه پدرش با روميان داشت ، به دست آورده است و شايد او همان باشد كه روميانOromastes( در متنOdomastes) خواندهاند ( تربليوس ، جباران سىگانه فصل 2 ) .