دائمى ثابتى نداشتهاند . البته نمىتوان اين ادّعا را كاملا مقرون به صحّت دانست ، زيرا ما پيوسته از دستههاى محافظ ( گارد ) مىشنويم كه بايستى دائمى بوده باشند .
پادگانهاى دژهاى مرزى نيز بايستى پيوسته در خدمت پادشاه باشند . اينها دستههائى بودند كه ايرانيان ايشان را به طور عمده از اقوام وحشى همسايه استخدام مىكردند و در جنگها به كار مىبردند . مسلّما تودهء بزرگ پيادهنظام ( پيگان ) و سوارهنظام سبك اسلحه را از همهء ولايات ايران مىگرفتند ؛ ارزش نظامى اينها بيشتر از زمان خشايارشا نبوده است « 1 » . مركز ثقل سپاه ايران ، سواران زرهپوش نجبا بوده است « 2 »
ferreus equitatos )
، رجوع شود به آميان 2 / 1 / 19 ) .
در نظر روميان كه فاقد طبقهء نجبا بودند موروثى بودن قدرت و مخصوصا موروثى بودن مناصب دولتى بايستى امرى جالب توجّه باشد ( مقايسه شود با پركپ ، جنگهاى ايران 6 / 1 ) . پركپ در آنجا مىگويد كه پادشاه ناچار بود مناصب معيّنى را فقط در ميان خانوادههاى معيّنى تقسيم كند . اما در اين مورد خاصّ مقصود منصبى دربارى يا افتخارى نبوده است بلكه يك فرماندهى عالى بوده است . در اين مورد پادشاه دارندهء منصب مذكور « 3 » را كشته و آن را برطبق مرسوم به يكى از خويشاوندان همان مقتول داده بود . چگونگى تقسيم هريك از اين مناصب بر ما پوشيده است و نيز نمىدانيم يك پادشاه توانا و زرنگ تا چه اندازه از زير اين قانون به زيان صاحبان آن طفره مىرفته است . بههرحال پادشاهان وسايلى براى جلب نظر
هامش
( 1 ) - رجوع شود به سخنان منسوب به بليزار و هرموگنس ( پركپ ، جنگ ايرانيان 14 / 1 و نيز مواردى مانند آنچه در قصص سريانى لاند ( ج 3 ، 2 / 285 ) آمده است .
( 2 ) - رجوع شود به زيرنويس شمارهء 5 صفحهء 194 در زمان اشكانيان نيز چنين بوده است ( يوستين 10 / 2 / 41 ) .
( 3 ) - اين همان منصب است كه از مدّتها پيش آن را با كنارنگ فارسى يكى دانستهاند . اين عنوان نام مرزبانى نيز بوده است ( بلاذرى ص 405 ) و نيز نام مرزبانى ديگر ( قصص سريانى لاند ج 3 ص 206 ؛b339 ،Mai . Nava - Coll , X؛ و 7 / 207 ،Mai ibدر همانجا ) كه ابن العبرى به طور غير مستقيم در تاريخ سريانى ص 87 از آن نقل كرده است . قرائت اصلى كنرگ بوده است چنان كه لاند در موضع اخير آورده است .