تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

بوران

پس از شهربراز ، بوران « 1 » دختر خسرو پرويز به تخت نشست . گويند روزى كه
هامش
42 روز نيز درست باشد و اين در صورتى است كه جلوس رسمى او به تخت سلطنت 2 روز پس از مرگ سلف او اتفاق افتاده باشد . تقريبا در همين زمان است كه خسرو پسر كواذ و نوادهء هرمزد ظاهر شد . سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 254 ) و ابن قتيبه و مسعودى ( ج 2 ص 233 ) و مفاتيح العلوم ( ورقa33 ) ظهور او را پيش از سلطنت بوران گفته‌اند ( حمزه ص 21 ، پس از سلطنت بوران گفته است ) . اين شخص كه در تركستان متولد شده بود ظاهرا سه ماه سلطنت كرده است و بعد به دست حاكم خراسان كشته شده است . در اين باره بايد چنين فرض كرد كه پسر يكى از برادران پرويز براى نجات جان خود به يكى از دربارهاى ممالك بيگانه پناه برده بوده است و در زمانى كه در ايران از خاندان ساسانى شخص بالغى كه بتواند قانونا بر تخت سلطنت ايران بنشيند نبوده است فرصت را براى جلوس به تخت اجدادش مناسب ديده است ولى سلطنتش كم‌دوام بوده و فقط در قسمتى از خراسان بوده است . ( 1 ) - اين ملكه گاهى هم بوران‌دخت ناميده شده است . اين نام كه ظاهرا جز در مورد اين ملكه در جاى ديگرى ديده نشده است هجاى اول آن با « ب » شروع مىشود نه با « پ » و اين امر علاوه بر سكه‌ها كه در آن بوران نقش استZDMG )ج 18 ، تصوير 6 و ج 19 ص 458 ) از موارد ذيل نيز تأييد مىگردد : در ثئوفانس ص 505 وChronogr . Syntدر اوزبيوسSchoeneص 96 ( به صورت محرف در سدرن و در تاريخ سريانى ابن العبرى ص 105 ) و « بورن » در كتب سريانى ( يعقوب رهاوى و الياس نصيبينى ) . ارمنىها ظاهراBorياBornنوشته‌اند . هجاى اول « بو » به واو مجهول است نه واو معروف با اشباع و اين امر از طرز نوشتن ارمنىها و يونانىها معلوم مىگردد . به گفتهء حمزه ( ص 62 ) و سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 254 ) بوران خواهر تنى شيرويه و دختر مارياى رومى بوده است . چنين گزارشى را دربارهء يك شاهزاده خانم بايد بيشتر با احتياط قبول كرد تا دربارهء يك شاهزاده . به گفتهء سبئوس ( در محل مذكور ص 221 به بعد ) شهربراز با او ازدواج كرده بوده است . به گفتهء بروسه ( مجموعهء تواريخ ارمنى ج 1 ص 87 ) قاتل شهربراز همين بوران زن او بوده است . آنجا كه سعيد بن البطريق ( ج 2 ص 254 ) و مسعودى ( ج 2 ص 234 ) قتل شهربراز را بر اثر ضربات آزرمىدخت گفته‌اند در حقيقت مقصودشان بوران جانشين شهربراز بوده است . روايت متن ما بايد به حقيقت نزديكتر باشد زيرا در قديم هميشه سعى مىشده است كه همه چيز را از توطئه‌هاى زنان ناشى بدانند . دينورى كه اخبار او دربارهء ساسانيان چندان صحيح نيست ( چنان كه اردشير سوم را به غلط شيرزاذ خوانده
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 408 | تئودور نولدكه / عباس زرياب