مىرود كه گاهى در كتب تاريخ عرب مطالبى دربارهء تاريخ ايران هم عصر وقايع مذكور آن در كتب آمده باشد . در پائين صفحهء 244 الفهرست از يكى از كاتبان او به نام جبلة بن سالم به عنوان مترجم از فارسى ياد مىشود . الفهرست اين عنوان را به او در گزارشهاى مربوط به ترجمههاى كتب پهلوى داده است « 1 » .
طبرى براى تاريخ عرب در آن دوره از اسناد و راويان ديگرى نيز نام برده است كه از ميان ايشان بخصوص مىتوان از محمد بن اسحاق ( متوفى در 767 يا 768 م ) ياد كرد . شهرت محمد بن اسحاق مخصوصا به جهت كتابى است كه در سيرهء پيغمبر اسلام نوشته است . اساسا در اين قسمت از تاريخ بزرگ طبرى منابع مستقيم يا غير مستقيم از انواع مختلف درهم آميخته است .
البته بايد آرزو كرد و اميدوار بود كه نقد و انتقاد منابع در اين زمينه پيشرفتهاى مهمترى را به بار آورد . آنچه در اينجا از همه مهمتر است آزمايش و بررسى اصل و موثوق بودن هريك از خبرها و گزارشها است ، به نحوى كه من در تعليقات خود در اين كار كوشيدهام .
هامش
پادشاه حيره بود و در زمان سلطنتcپادشاه ايران پسرdحكومت مىكرد ، و از اين قبيل ) .
( 1 ) - رجوع شود به ضميمهء ششم .