تجاوز كردهام يعنى مواردى كه خواستهام هجاهاى نخستين «
sp
و
sf
و
sr
و
fva
» را در زمانهاى مذكور حفظ كنم . شايد بهتر بود كه به جاى آذربايگان شكل قديمتر آن يعنى آذرباذگان را مىآوردم . مصوّتهاى كوتاه ميان كلمه را كه در فارسى امروز از نظر علم عروض به حساب مىآيد ولى روى آن علامت سكون گذاشته مىشود گاهى با حرف
a
و گاهى با حرف
e
و گاهى بدون حرف مصوّت نشان دادهام ؛ مثلا گاهى «
Ardasir
» و گاهى «
Jazdegerd
» و گاهى «
Jazdpanah
» نوشتهام . نيز در موارد جزئى در نامهاى فارسى و عربى هميشه از شكل واحدى پيروى نكردهام ( مثلا گاهى
u
بجاى
o
و گاهى
a
بجاى
e
) . به طور كلّى در كلمات فارسى مصوت
e
را هنگامى ترجيح دادهام كه در نقل از خود مردم ايران ميان علامت
a
و
i
ترديدى باشد و يا در نقل به حروف خارجى با
e
نشان داده شود . در فارسى
u
و
e
( واو و ياى مجهول ) را به دقّت از
O
و
I
( واو و ياى معلوم ) تمييز دادهام ؛ در اين موارد تلفّظ فارسى ايرانيان امروز مردّد و مبهم است . فقط نام « ايران » را كه امروز نيز به حق نام اين سرزمين است نه با ياى مجهول بلكه به صورت تلفّظ امروز آن يعنى با ياى معلوم «
Iran
» آوردهام . كلمه « توس » ( طوس ) را با واو معلوم نوشتهام ولى ظاهرا تلفّظ آن به واو مجهول درست است (
Tos
نه
Tus
) . نيز فرق ميان دال و ذال را كه امروز از ميان رفته است همه جا رعايت كردهام ( پس از مصوّت به صورت ذال نوشتهام ) . در كلمات فارسى مىتوان با رجوع به شكل نخستين آن از حروف مؤكّد عربى چشم پوشيد ( مانند تهران به جاى طهران - مترجم ) ؛ من اين حروف را در كلمات عربى به صورت ذيل نشان دادهام : ( در اينجا مؤلف معادل حروف فارسى و عربى را نشان داده است كه چون در ترجمه نيازى به آن نبود از ذكر آن صرفنظر شد و نيز از اختصاراتى كه مؤلف در متن ذكر كرده است صرفنظر مىشود . ما فهرست منابع مؤلف را با توضيحات در آخر كتاب ذكر خواهيم كرد . مترجم ) در تأليف اين كتاب من از مساعدتهاى فراوانى برخوردار بودهام . نخست بايد ادارهء كتابخانههاى ليدن و پاريس و توبينگن را نام ببرم كه من توانستهام از نسخ خطى تاريخ طبرى