تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
كارهايش ستوده بود « 1 » . پس از يازده سال پادشاهى روزى عدّه‌اى از تبه‌كاران بر او بشوريدند و يكى از ايشان او را تيرى بزد و بكشت « 2 » .
هامش
( 1 ) - حمزه ، برعكس ، ( ص 53 ) مىگويد كه او به عرايض و شكايات رعاياى خود مطلقا توجّهى نداشت و پس از مرگ او گزارش اخبار ولايات را همچنان پيش او سربسته يافتند . در زمان او ( 395 م ) هجوم بزرگ هونها به شام و بين النّهرين روى داد كه حتّى تا حوالى تيسفون نيز آمدند و آنجا از ايرانيان شكست خورده عقب نشستند ( رجوع شود به لاند ، قصص سريانى ج 1 ص 8 و يوشع ستون‌نشين بند دهم ) . ( 2 ) - كلوديانClaudianشاعر در كتاب ايترپيوسEutropius( ج 2 ص 474 به بعد ) در حوادث سال 399 م ) خبر مرگ « ساپور » را ذكر مىكند . ولى تيلمونتTillemontو همچنين سن مارتين ( درLebeauج 5 ص 59 ) مرگ بهرام را در اين سال يافته‌اند و چون اين نام در شعر شاعر ناموزون بوده است او آن را به « ساپور » بدل كرده است ؛ البتّه اين در صورتى است كه شاعر اشتباه نكرده باشد . از اين موضع نيز درمىيابيم كه رفتار بهرام با روميان دوستانه بوده است . اين خبر با گزارش ديگرى كه بهرام دوست مسيحيان بوده است ، مطابقت مىكند ( موزينگر ، مونومانتا سيرياكا ج 2 ص 67 ) . اين خبر كه مبناى آن بر روايات محلّى است بيشتر مورد اعتماد است تا خبر مناقض آن در كتاب ابو الفرج ابن العبرى ( تاريخ روحانيت ج 2 ص 45 ) .
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 103 | تئودور نولدكه / عباس زرياب