تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
به پادشاهى برگزيد . سلطنت او هفتاد و دو سال بود .

تاريخ حيره

در زمان شاپور ، امرؤ القيس البدء بن عمرو بن عدىّ بن ربيعة بن نصر « 1 » ، كه كاردار
هامش
b46 وسط صفحه ) . به همين جهت محتمل است اين ادّعا ، كه يهوديان بر ضدّ اسقف سيمون بر صبّاعى تحريك مىكرده‌اند ، درست باشد ( كارنامهء شهدا ج 1 ص 19 به بعد ) . البتّه ربّى از اين مطلب غافل نبود كه به هنگام شكايت از تهديد شاه و به هنگام ضرورت عنايت دربار را با تقديم پيشكش و هدايا بخرد ( بابا مصيا ورقb70 پائين صفحه ؛ هقّاىbبالاى صفحه ) . هيچ حكومت شرقى و يا لا اقل هيچ حكومت ايرانى ازاين‌گونه چيزها خالى نبود . حتّى قصّهء ربه كه به خاطر خيانت در ماليات فرار كرد و در حين فرار هلاك شد ( بابا مصيا ورقa86 ) دليل مخالفت دولت آن زمان با يهوديان نتواند بود . البتّه ديده مىشود كه در آن زمان ربّى يوسف بعضى اظهارات غير عمدى بر ضدّ ايرانيان كرده است ( عبود ازرا ورقb2 ؛ مگيلا ورقa11 قدّوشينa72 ؛ بركث ورقb8 ) . در آن زمان يهوديان در اين مطلب بحث داشتند كه آيا شاپور نيرومندتر است يا قيصر و ايران تواناتر است يا روم ( شبوعثb6 ) همچنان‌كه در زمان شاپور اوّل نيز همين بحث بود ( يوماa10 ) . پيش از زمان شاپور گاهى روحانيان متعصّب زردشتى حقيقة فشارهائى دينى بر يهوديان وارد مىساخته‌اند و يهوديان نيز ايشان را از روى تحقير « دسيسه‌گران » و « جادوگران » مىناميدند ( حبّارى ، اين كلمه را به رغم معنى آن و به رغم قوانين صوتى و تاريخ زبان با كلمهء جديد « گبر » يكى دانسته‌اند . امقوش در آن زمان به معنى خاصّ مجوس نبوده است بلكه به طور كلّى به معنى « جادوگر » بوده است ؛ رجوع شود به يبموثb63 ؛ شبثa45 ؛ قطينa17 در بالا ) . در آن زمان با چنين كينه و دشمنى بر ضدّ اين روحانيان اظهارات مىكرده‌اند ( رجوع شود به قدّوشينa72 ؛ شبثa11 ؛ پسهيمb113 ؛ و مقايسه شود با بسا ورقa6 ) . از قرار معلوم نمايندهء يهود در نزد دولت ساسانى « رأس الجالوت »( Res galutha )يهوديان بوده است . مقام اين شخص خيلى محترم و مقتدر بوده است ( رجوع شود به بابا بثراb172 س 1 ) . امّا اينكه رأس الجالوت از صاحب منصبان بزرگ دولتى بوده و حتّى پس از شاه در درجهء سوّم قرار داشته است نتيجهء غلطى است كه گرتزGraetzاز يرميا شبوعثb32 / 1 ، و بابا شبوعثb6 گرفته است . ( 1 ) - طبرى متن كامل را به دست نمىدهد ؛ زيرا او آنچه هشام از همزمانى امرؤ القيس با بهرام سوّم و جانشينان او تا شاپور دوّم گفته بوده از قلم انداخته است .