و شكوه و جلال ثقيف در او جمع است » .
شاعر در توصيف او مىگويد :
لم تر عين نظرت مثله * من محتف يمشى و من ناعل
يغلى نهئ اللحم حتى إذا * أنضج لم يغل على الآكل
كان اذا شبّت له ناره * يوقدها بالشرف القائل
كيما يراها بائس مرمّل * او فرد حىّ ليس بالآهل
لا يؤثر الدنيا على دينه * و لا يبيع الحق بالباطل
أعنى ابن ليلى ذا السدى و الندى * أعنى ابن بنت الحسب الفاضل « 1 »
يعنى : هيچ ديدهاى او را در ميان پا برهنگان و كسانى كه كفش بپادارند ، نديده است . گوشت نيمپخته را قبل از حضور ميهمان نيك مىپزد تا پخته شود و براى خورندگان گلوگير نباشد و نيز در حضور ميهمان بجوشد تا وى به انتظار نشيند . هرگاه براى راهنمايى گذركنندگان ، آتشى بر افروزد ، در مرتفعترين نقاط و آشكارا بر مىافروزد . تا هر مستمند بينوا و يا دور از عشيره و درماندهاى آن را ببيند . هيچگاه دنيا را بر دينش بر نمىگزيد و حق را با باطل سودا نمىكرد .
مقصود من از همهء اين سخنان فرزند ليلى آن صاحب جود و بخشش و كرم است ، يعنى فرزند زنى پاك نهاد و گرانمايه كه بسيار والاتبار است .
كنيهء آن بزرگوار « أبو الحسن » و لقب وى « اكبر » است ، و در صحيحترين روايات ، لقب او « اكبر » آمده است و يا به اين دليل است كه حسين عليه السّلام داراى شش پسر بوده كه نام سه تن از آنان « على » و سه تن ديگر « عبد اللّه و جعفر و محمد » بوده است و به گفتهء نسبشناسان ، طبق روايتى ، او از على سوّم بزرگتر بوده است .
ابو مخنف از عقبة بن سمعان روايت كرده و گفته است : سحرگاه شبى كه امام حسين عليه السّلام در كنار كاخ بنى مقاتل به سر برد ، به ما دستور داد آب برگيريم و سپس
هامش
( 1 ) . مقاتل الطالبين : 86 .