يعنى : اگر مرا نمىشناسيد ، من پسر مغفلم و در هنگامهء نبرد ، غرق در سلاحم و دست بسته نيستم . در كف راستم قبضهء شمشيرى است با تيغهاى كه ميان اين گرد و غبار آن را بر سر سواران فرود مىآورم .
راوى مىگويد : يزيد ، نبردى بىنظير انجام داد و عدهاى را به هلاكت رساند و سپس به شهادت رسيد ، رضوان اللّه عليه .
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي ) — صفحه 192
پدیدآورندگان: عباس جلالى
ص۱۹۲