يعنى : دريا از ضربات شمشير و نيزهام متلاطم و فضا از تير و پيكانم پر مىشود . آنگاه كه دست و شمشيرم به حركت در آيد ، قلب حسود از بيم مىشكافد . گفتهاند : واضح كه در آستانهء شهادت قرار گرفت ، يارى و كمك خواست . امام حسين عليه السّلام خود را به سرعت بالين وى رساند و در آخرين لحظات ، او را در آغوش گرفت ، واضح عرضه داشت من كجا و فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كجا كه صورت به صورتم بنهد و سپس روحش به آسمانها پر كشيد ، رضوان اللّه عليه « 1 » .
مجمّع بن عبد اللّه عائذى
« 2 » وى ، مجمّع بن عبد اللّه بن مجمّع بن مالك بن اياس بن عبد مناة بن عبيد اللّه بن سعد العشيرهء مذحجى عائذى است . به گفتهء نسبشناسان و طبقهدانان : عبد اللّه بن مجمّع عائذى ، از ياران رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به شمار مىآمد و فرزندش مجمّع از تابعين و ياران امير المؤمنين عليه السّلام تلقى مىشد . مجمّع و فرزند يادشدهاش به اتفاق عمرو بن خالد صيداوى ، حضور امام حسين عليه السّلام شرفياب شدند و حرّ از پيوستن آنان به حضرت جلوگيرى كرد و همان گونه كه قبلا يادآور شديم ، امام عليه السّلام آنان را به سوى خود آورد . بنا به نقل ابو مخنف : زمانى كه حرّ از ورود مجمّع و فرزندش و عمرو و جناده