المصر :
اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ
« 1 » فكاد من امره الذى كان اختار مملكة الملك و ما حولها الى اليمن فكانوا يمتارون الطعام من عنده لمجاعة اصابتهم و كان يقول الحق و يعمل به ، فلم نجد احدا عاب ذلك عليه ، ثم ذو القرنين عبد احبّ اللّه فأحبّه و طوى له الاسباب و ملكه مشارق الارض و مغاربها و كان يقول الحق و يعمل به ، ثم لم نجد احدا عاب ذلك عليه ، فتأدّبوا ايّها النفر بآداب اللّه للمؤمنين و اقتصروا على ما امر اللّه و نبيّه « 2 » و دعوا عنكم ما اشتبه عليكم مما لا علم لكم به و ردّو العلم الى اهل توجروا و تعذروا عند اللّه تبارك و تعالى و كونوا فى طلب علم الناسخ من القران من منسوخه و محكمه من متشابهه و ما أحلّ اللّه فيه مما حرم فانّه اقرب لكم من اللّه و ابعد لكم من الجهل و دعوا الجهالة لأهلها فان اهل الجهل كثير و اهل العلم قليل « 3 » و قد قال اللّه تبارك و تعالى
وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ ؛
« 4 »
درمورد حضرت سليمان بن داود عليه السّلام چه مىگوييد ؟ آنگاه كه از خداوند ملك و سلطنتى خواست كه هيچكس پس از او سزاوار چنان سلطنتى نباشد و خداوند خواستهاش را برآورد . آن حضرت به حق سخن مىگفت و بدان عمل مىكرد و ما هيچگاه نيافتيم خداى عز و جّل و نه هيچيك از مؤمنين ، اين كار را بر او عيب بگيرند ، سپس داوود پيامبر كه قبل از سليمان مىزيست و داراى ملك و سلطنت و قدرت بود و پس از او حضرت يوسف عليه السّلام كه به پادشاه مصر گفت : « مرا بر گنجينههاى زمين بگمار كه فردى امين و آگاه هستم » و كارش به جايى رسيد كه قلمرو حكومتش تا كشور يمن گسترش يابد و مردم در اثر قحطى و خشكسالى مواد غذايى را از كشور او به ديار خود حمل مىكردند وى نيز به حق سخن مىگفت و به حق عمل مىكرد و نديديم كسى اين كار را بر آن حضرت عيب شمرده باشد . پس از او ذو القرنين ، بندهاى كه دوستدار خدا بود و خدا نيز او را دوست داشت و علل و اسباب مادى را مسخّر وى گرداند و شرق و غرب گيتى را تحت سلطهاش قرار داد . او نيز به حق سخن مىگفت و بدان عمل مىكرد و سراغ نداريم كسى از او عيبجويى كرده باشد .
اى جمع ! با آداب و رسومى كه خدا براى مؤمنين قرار داده ، خويش را آراسته سازيد و
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 56 .
( 2 ) . در منبع اصلى و بحار : على امر اللّه و نهيه وارد شده است .
( 3 ) . كافى ج 5 ص 65 .
( 4 ) . يوسف ، آيهء 76 .