حميّة غير حميّة حمزة بن عبد المطلب و ذلك حين أسلم غضبا للنبىّ فى حديث السلا الذى القى عليه ؛ « 1 » غيرت و حميّت و جوانمردى جز غيرت و جوانمردى حضرت حمزه وارد بهشت نمىشود و آن زمانى بود كه در ماجراى انداختن شكمبهء گوسفند بر سر مبارك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، حضرت حمزه از شدت خشم بر اين كار ، به اسلام گرويد » .
10 - همچنين به سندى صحيح از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « ان الملائكة كانوا يحسبون ان ابليس منهم فكان فى علم اللّه انه ليس منهم فاستخرج ما فى نفسه بالحميّة و الغضب فقال : خلقتنى من نار و خلقته من طين ؛ « 2 » فرشتگان مىپنداشتند شيطان از آنها است ولى در علم الهى ، از آنها نبود اما آنچه را در درون داشت با نخوت و خشم پديدار ساخت و گفت : مرا از آتش و آدم را از گل آفريدى » .
11 - از على بن حسين عليه السّلام روايت كرده كه در مورد تعصّب از آن حضرت پرسش شد امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : « العصبيّة التى يأثم صاحبها عليها أن يرى الرجل شرار قومه خيرا من خيار قوم آخرين و ليس من العصبيّة ان يحب الرجل قومه و لكن العصبيّة ان يعين قومه على الظلم ؛ « 3 » تعصّبى كه فرد در به خرج دادن آن مرتكب گناه مىشود ، اين است كه شخص ، افراد تبهكار قبيلهء خود را بهتر از نيكان قبيلهء ديگران بداند . تعصّب اين نيست كه فرد قبيله و فاميل خود را دوست داشته باشد بلكه تعصب آن است كه قبيله و قوم خود را بر جور و ستم يارى دهد » .
12 - به سند حسن از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« من تعصّب أو تعصّب له فقد خلع ربق الايمان من عنقة ؛ « 4 » كسى كه خود تعصّب به خرج دهد و يا برايش تعصب به خرج دهند ، در حقيقت رشتهء ايمان از گردنش برداشته شده است . »
عدم جواز پيروى از مخالفان :
در اين فصل عدم جواز خوشبينى به مخالفان و عدم پيروى از شيوهء خاص آنان را مورد بحث قرار داده و دوازده دليل بر آن ارائه خواهيم داد :
هامش
( 1 ) . كافى ج 2 ، ص 308 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 308 .
( 4 ) . همان ، ج 6 ، ص 308 .