تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ
« 1 » يعنى بالايات ، الاوصياء و الذين كذبوا بها الواقفة ؛ « 2 » شنيده‌ام با واقفى مذهب‌ها هم‌نشينى دارى ؟ عرض كرد : فدايت شوم با آن‌ها هم‌نشينى دارم ولى با آنان مخالفم . امام عليه السّلام فرمود : با آنان هم‌نشينى مكن زيرا خداوند مىفرمايد : و در حقيقت خداوند اين حكم را در قرآن بر شما نازل كرده كه هرگاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و به تمسخر مىگيرند ، با آن‌ها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند . . . و مقصود خداوند از « آيات » ائمه‌اند و كسانى كه مورد تكذيب واقفىها قرار گرفته‌اند » . 12 - نيز به إسناد خود از امام رضا عليه السّلام روايت كرده كه نزد حضرت سخن از غلات ، هواداران ابو الخطاب به ميان آمد امام عليه السّلام فرمود : « لا تقاعدوهم و لا تواكلوهم و لا تشاربوهم و لا تصافحوهم و لا توارثوهم ؛ « 3 » با آنان هم‌نشينى نكنيد به آنان اعتماد نكنيد ، با آن‌ها آب نياشاميد و مصافحه نكنيد و از يكديگر چيزى به ارث نبريد . » در اين زمينه احاديث فوق العاده فراوانى وجود دارد و بخشى از آن‌ها كه بر اين معنا دلالت داشت ، در فصل‌هاى قبلى يادآورى شد .

وجوب لعن بدعت‌گذار :

در اين فصل جواز بلكه وجوب لعن بدعت‌گذاران و مخالفان و بيزارى جستن از آن‌ها را مورد بررسى قرار خواهيم داد كه دوازده دليل بر آن ارائه مىشود . 1 - آيات فراوانى درمورد لعن وارد شده است از جمله :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ ؛
« 4 » آنان كه خدا و رسولش را آزردند ، خدا لعنت‌شان كرد .
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ،
« 5 » با كسانى كه دلايل روشن ما و وسيلهء هدايتى را كه نازل كرده‌ايم بعد از آن‌كه آن را در كتاب براى مردم بيان نموديم ، كتمان كنند خدا آن‌ها را لعنت مىكند و لعن‌كنندگان نيز همه آنان را مورد لعن خويش قرار مىدهند . و آيات ديگرى از اين دست .
هامش
( 1 ) . نساء آيهء 140 ( 2 ) . كشى ، ص ، 389 . چاپ كربلا . ( 3 ) . كشى ، ص 252 . ( 4 ) . احزاب ، آيهء 23 . ( 5 ) . بقره ، آيه 159 .