عقل سازگار است و نه با شرع همسانى دارد !
صفاتى نكوهيده :
اگر كسى در حالات صوفيان اين زمان بنگرد به خوبى پى خواهد برد كه اينان نيز با سران و بزرگانشان در صفات نكوهيده و امور زشت و ناپسند ، مساوىاند . آنچه عيان است چه حاجت به بيان است و ما به جهت آگاهى و به نحو گذرا ، بخشهايى كلى را كه هريك از آنان مشمول يك بخش يا دو بخش و بيشتر از آن مىگردند ، يادآور شده و به بيان دوازده بخش بسنده مىكنيم :
1 - اينان كسانىاند كه در اعتقادات يا به تعبيرى در اتكا و اعتماد خود نسبت به احاديث رسيده از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام بدبيناند بهگونهاى كه آشكارا به دشمنى با علما و محدثان پرداختهاند يكى از آنان اظهار داشته : من كتابهاى چهارگانهء حديث ( تهذيب ، استبصار ، كافى ، من لا يحضره الفقيه ) را به يك درهم فروختم و با آن عشقى را خريدم .
2 - آنان از حد و مرز خود پا فراتر نهاده به صراحت هيچگونه حجيّتى براى احاديث قائل نشدهاند و گفتهاند : احاديث ، نه افادهء علم مىكنند نه افادهء ظن و عمل به آنها به هيچ وجه جايز نيست . با اينكه اين سخنان ادعايى بدون دليل است ، با شرع و اجماع شيعه نيز مخالفت دارد .
3 - اين افراد از دانشوران و شرع مقدس بيزارى مىجويند و به بهانههايى بىپايه و اساس آن را توجيه مىكنند و مدّعىاند كه در برخى امور غير واجب كوتاهى كردهاند در صورتى كه آنچه هواداران شرع انجام مىدهند و مدّعى موافقت آنها با شرعاند ، اين دسته از صوفيان خواستار مخالفت با آن دستوراتند .
4 - اين گروه بيشتر دستورات دين را تأويل و توجيه مىكنند و ساير دستورات موجود در كتاب و سنّت را به ادعاى اينكه از اهل باطناند ، از معناى ظاهرى آن دور مىسازند و همين عمل موجب مىشود آنچه را خدا حلال كرده حرام و آنچه را حرام نموده ، حلال بشمرند .
5 - اين دسته معتقدند تكاليف الهى از خود و امثالشان ساقط شده و بدان تصريح مىكنند و برخى از آنها اظهار مىدارند كه : برخى عبادات را تنها به جهت تقيّه انجام