اين آيهء شريفه را تلاوت فرمود : « خداوند ، ايمان را محبوب شما قرار داده است و آن را در دلهايتان زينت بخشيده و كفر و فسق و گناه را مورد نفرت شما مقرر داشته است ، كسانى كه داراى اين صفاتند هدايت يافتگاناند » . نظير اين روايت را شيخ صدوق در خصال از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « هل الدين الّا الحبّ ان اللّه يقول : « 1 »
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ ؛
« 2 » آيا دين چيزى غير از دوستى است ؟ خداوند از قول پيامبر فرمود :
اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا نيز شما را دوست بدارد .
5 - كلينى از نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه به يارانش فرمود : « اىّ عرى الايمان أوثق ؟
قالوا : اللّه و رسوله أعلم و قال : بعضهم : الصلاة و قال بعضهم : الزكوة و قال بعضهم : الصيام . و قال بعضهم : الحج و العمرة : و قال بعضهم : الجهاد ، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : لكل ما قلتم فضل ، و لكن اوثق عرى الايمان : الحبّ فى اللّه و البغض فى اللّه و توالى اولياء اللّه و التبرّى من اعداء اللّه ؛ « 3 » رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به يارانش فرمود : كدام دستاويز ايمان از همه محكمتر و استوارتر است ؟ عرضه داشتند : خدا و رسولش آگاهترند . برخى اظهار داشتند : نماز ، بعضى عرض كردند : زكات .
بعضى گفتند : روزه ، برخى عرضه داشتند : حج و عمره و بعضى جهاد را عنوان كردند .
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله خود فرمود : هركدام از مواردى كه گفتيد از فضيلتى برخوردار است ولى استوارترين دستاويز ايمان ، دوست داشتن براى خدا و دشمن داشتن براى خدا و محبت ورزيدن به اولياى الهى و بيزارى جستن از دشمنان خداست » .
6 - نيز از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من يحبّ و من يبغض ؛ « 4 » سه چيز از نشانههاى مؤمن است . آشنايى به ذات مقدس بارى تعالى و كسى را كه دوستدار او است و به آنكس كه دشمنى مىورزد » .
7 - همچنين از آن بزرگوار نقل كرده كه فرمود : « قد يكون حبّ فى اللّه و رسوله و حبّ فى الدنيا ، فما كان فى اللّه و رسوله فثوا به على اللّه و ما كان فى الدنيا فليس بشىء ؛ « 5 » گاهى دوست داشتن براى خدا و رسول اوست و گاهى براى دنيا ، آن بخش كه براى خداست ، پاداش و
هامش
( 1 ) . خصال ، ص 22 ج 74 .
( 2 ) . آل عمران ، آيهء 30 .
( 3 ) . كافى ج 2 ، ص 125 - 126 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . كافى ، ج 2 ، ص 127 .