درونشان بهگونهاى كه ميان آنها مشهور است ، آنان را از يكديگر متمايز مىسازد . به همين دليل برخى از حروف را بالقوّه و غيرعملى و بدون تلفّظ از ناحيهء راست دهان و برخى را از سمت چپ و بعضى را از سقف دهان و برخى را از سمت پايين آن ادا مىكنند . بىآنكه با زبان سخنى بگويند . بلكه سر و بدن خود را براى انجام اين كار به شدّت حركت مىدهند و خود را در گفتن چنين وردهايى به زحمت مىاندازند . كسى كه به حالات آنان آشنايى داشته و به امورى كه انجام مىدهند آگاه باشد به خوبى مىداند كه اينان در هردو حالت به ظاهر اكتفا كرده و به درون نمىانديشند و ترديدى نيست كه شيطان اراده كرده آنان را در اين دو حالت از عبادات شرعى دور نگاه دارد . به همين دليل تمام تلاش آنان صرف ادا كردن حروف و زيبايى صدا و نظير آنها ، در حد افراط و زيادهروى است افزون بر اين كارهايى كه اين افراد انجام مىدهند موافق با شرع نيست و همين موضوع در فساد و بطلان شيوهء آنان كافى است . با اين همه ما در اين زمينه دوازده دليل ارائه خواهيم داد :
1 - هيچگونه دليل قطعى بر اين كار وجود ندارد چنانكه مكرر يادآورى شد و پوشيده نيست كه اثبات عبادتى شرعى بدون دليل ، بدعتى محكوم به بطلان است .
2 - چنانكه آگاهيد انجام چنين كارهايى مخالف اعمال شيعه و اجماع آنان از قديم تا نزديك به اين زمان است و پى خواهيد برد كه معصومين عليهم السّلام در آن اجماع داخلاند و همانگونه كه به فساد و تباهى گفتار و كردار آنان آشنا شديد ، خارج شدن اين گروه اندك از جرگهء شيعه ، هيچگونه آسيبى بدان اجماع نمىرساند .
3 - شيوهء صوفيان در سردادن ذكر خفىّ و جلىّ مخالف شيوهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمهء معصومين عليهم السّلام است . زيرا همانگونه كه به خواست خدا پى خواهيد برد ، حالات و رفتار و سخنان پيامبر و ائمه با حالات و رفتار اين افراد ، كاملا متفاوت است .
4 - آيات مباركات قرآن در خصوص زيادهروى در بلندكردن صدا ، دلالت بر نهى دارد آنجا كه فرمود :
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ ؛
« 1 » پروردگارت را در دل خود ، با تضرّع و بيم ، آهسته و آرام ياد كن .
وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا ،
« 2 » و نمازت را زياد بلند يا خيلى آهسته نخوان و در ميان آن دو ، راهى ميانه
هامش
( 1 ) . اعراف ، آيهء 205 .
( 2 ) . اسراء ، آيهء 110 .