ثانيا : آنگونه كه پىبرديد ، در برابر روايت مخالف ، توان مقاومت ندارد
سوم : همانگونه كه قبلا يادآورى شد و بيان نيز خواهيم كرد ، تصريحى در آن به چشم نمىخورد .
9 - حديث ياد شده از اين جنبه كه مخالف با قاعدهء مشخص وجوب حمل لفظ بر حقيقت است ، در شمار روايات ضعيف قرار دارد و لازمهء آن دست برداشتن از حقيقت و استعمال عام در خاص است كه در اين صورت لازم مىآيد از كليهء روايات و دلايل مربوط به غنا بنابر اصحّ ، ارادهء مجاز كنيم . بدين ترتيب كه لفظ عام ، حقيقت در عموم و مجاز در خصوص باشد كه براى چنين مجازى قرينهاى وجود ندارد ، آنچه يادآورى شد با قطع نظر از مخالفت دليل خاص با اين حديث است .
10 - اين روايت به جهت مخالفت با ضرورت مذهب ، حديثى ضعيف است زيرا همانگونه كه پىبرديد و هرموافق و مخالفى در اين خصوص آگاهى دارد تحريم غنا از ضروريات مذهب شيعه است .
11 - از آنجا كه حديث ياد شده همانگونه كه قبلا يادآورى شد با دليل خاصى كه صريحا با آن در تعارض است مخالفت دارد ، روايتى ضعيف تلقّى مىشود .
12 - اين روايت به دليل مخالفتش با مجموع دلايل و موارد گذشته حديثى ضعيف به شمار مىرود كه تنها برخى از آن دلايل براى كسانى كه دوستى دنيا و تقليد كوركورانه از سران خود ، بر آنان چيره نشده ، بسنده است تا چه رسد به اينكه همهء دلايل يك جا گرد آيند و مشخص شود بيشتر دلايل احكام شرع بلكه همهء آنها بر تحريم غنا و بر تضعيف حديث ياد شده اگر حمل بر ظاهرش شود ، دلالت دارند .
دليل صحت اين روايت :
اگر بگوييد : وجود اين حديث در كتاب كافى ، دليل بر صحت و ثبوت آن است چنانكه شيوهء اخبارىها نيز همين است . بنابراين ، چگونه مىتوان بنا به راه و رسم آنان ، اين حديث را ضعيف دانست ؟
در پاسخ خواهيم گفت : قبلا به پاسخ اين پرسش اشاره كرديم و در اينجا نيز اظهار مىداريم كه : مجرّد ثبوت روايت از ناحيهء معصوم عليه السّلام موجب عمل به آن حديث با شيوهء متقدميّن نمىشود زيرا گاهى اين روايت با حديثى كه به مراتب از آن قوىتر است ، در