بدين ترتيب ، راهى وجود ندارد جز اينكه اين كيفرها را مربوط به شنيدن غنا و آواز بدانيم زيرا به هيچوجه حاكى از چيزى غير آن نبوده و ترديدى در آن راه ندارد به همين دليل كلينى و امثال وى اين حديث را در باب غنا نقل كردهاند .
11 - نيز از امام باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « من أصغى الى ناطق فقد عبده فان كان الناطق يؤدّى عن اللّه فقد عبد اللّه و ان كان الناطق يؤدّى عن الشيطان فقد عبد الشيطان ؛ « 1 » كسى كه به سخنگويندهاى گوش فرادهد ، در حقيقت به بندگى او درآمده است . اگر گوينده از خدا سخن بگويد ، شنونده درواقع خدا را پرستيده و اگر از شيطان بگويد ، او شيطان را پرستش نموده است » .
12 - صدوق در خصال از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « الغنا يوجب النفاق و يعقّب الفقر ؛ « 2 » غنا و آوازهخوانى موجب نفاق شده و فقر و تنگدستى را به دنبال خواهد داشت » رواياتى كه بر اين معنا دلالت داشت يادآورى شد و به خواست خدا روايات ديگرى دال بر اين معنا از نظرتان خواهد گذشت .
حرمت غنا در قرآن :
صدوق در فقيه روايت كرده مردى از على بن حسين عليه السّلام درمورد خريد كنيزكى خوشآوا ، پرسش نمود ، حضرت فرمود : « ما عليك لو اشتريتها فذكرتك الجنّة ؛ « 3 » اگر او تو را به ياد بهشت اندازد خريدارىاش برايت مانعى ندارد » يعنى با قرائت قرآن و پارسايى و ديگر ويژگىهايى كه غنا بهشمار نمىآيد ( او را به بهشت يادآورى كند ) ولى اگر غنا و آوازه خوانى باشد ، خريدارى آن ممنوع است .
امكان دارد تفسيرى كه در ادامهء سخن امام عليه السّلام آمده بخشى از سخن راوى و يا شيخ صدوق و يا خود امام عليه السّلام باشد كه بعيد به نظر مىرسد . بههرحال ، اين حديث دلالت دارد كه غنا در قرآن و نظير آن تحقق يافتنى است و حرمت دارد و عبارت : « و ديگر ويژگىهايى كه غنا بهشمار نمىآيد » قيد جواز غنا در موارد ياد شده و وصف ، توصيفى است نه توضيحى . زيرا اكثر صفات و ويژگىها چنيناند و با موافقت با سخنان ياد شده ، تأسيس
هامش
( 1 ) . كافى ج 6 ، ص 434 .
( 2 ) . خصال ، ص 25 و در آن به جاى كلمهء « يوجب » « يورث » آمده است .
( 3 ) . وسائل ج 12 ، ص 86 .