( اخذنا - خ م ) بالعمل و وضع عنهم انّما قلت : اذا عرفت فاعمل ما شئت من قليل الخير و كثيره فانه يقبل منك ؛ « 1 » همه از خداييم و به سوى خدا باز مىگرديم ، به خدا سوگند ! در حقمان با انصاف سخن نگفتند كه ما به كردار و عمل فرمان داده شويم ولى از آنها عمل برداشته شود ، اينكه من گفتم : هرگاه درمورد خداوند آگاهى و شناخت يافتى هركار خواستى انجام ده ، يعنى كارهاى نيك اندك و زيادت ، از تو پذيرفته خواهد شد » .
4 - نيز در كتاب كافى « كتاب العلم » در بيان سخن حضرت عيسى عليه السّلام با هوادارانش روايت كرده كه فرمود : « أحق الناس بالخدمة ، العالم ؛ « 2 » دانشمند بيشاز همهء مردم سزاوار خدمتگزارى است »
5 - همچنين از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « العلم مقرون بالعمل ، فمن علم عمل و من عمل علم و العلم يهتف بالعمل فان اجابه و الّا ارتحل عنه ؛ « 3 » علم و دانش به كردار و عمل نزديك است ، آنكس كه آگاهى يافت ، اهل عمل شد و آنكس كه عمل انجام داد ، به آگاهى و علم دست يافت علم و دانش ، كردار و عمل را فرامىخواند اگر به آن پاسخ مثبت داد پذيراى آن است و گرنه ، از او دور مىشود » .
6 - نيز از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « العامل على غير بصيرة كالسائر على غير الطريق ، لا يزيد سرعة السير من الطريق الّا بعدا ؛ « 4 » كسى كه كوركورانه عمل نمايد به كسى مىماند كه بىراهه راه مىپيمايد هرچه سريعتر حركت كند ، از راه بيشتر فاصله مىگيرد » .
اين سخن امام عليه السّلام دلالت دارد كه بصيرت و آگاهى ، شرط كردار و عمل است در صورتى كه صوفيان بصيرت را علت ساقط شدن عمل مىدانند به همين دليل اين دو ويژگى با يكديگر قابل جمع نيستند .
7 - همچنين از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « لا يقبل اللّه عملا الا بمعرفة و لا معرفة الّا به عمل ، فمن عرف دلّته المعرفة على العمل و من لم يعمل فلا معرفة له ، ألا ان الايمان بعضه من بعض ؛ « 5 » خداوند هيچگونه عملى را جز با شناخت ، نمىپذيرد و شناخت نيز جز با
هامش
( 1 ) . كافى ج 2 ، ص 464 .
( 2 ) . همان ج 1 ، ص 37 .
( 3 ) . همان ، ص 44 .
( 4 ) . همان ج 1 ، ص 43 .
( 5 ) . همان ، ص 44 .