فصل هشتم : توجيه عبادات
در اين فصل به بيان وجوب تأويل سخنانى كه در ظاهر حاكى از حلول و اتّحاد است ، خواهيم پرداخت و از مطالب گذشته برمىآيد كه چنين تأويلى متعيّن است و در اينجا به دوازده مورد كه موجب تأويل مىشود ، اشاره مىكنيم :
1 - در صورتى كه چنين سخنانى تأويل شود با دليل عقلى و قطعى مخالفت خواهد داشت . چنان كه قبلا گذشت .
2 - چنانكه قبلا آشنا شديد ، با قرآن كريم مخالفت دارد .
3 - چنانكه يادآورى گشت چنين تأويلى با سنّت نبوى ، مخالفت دارد .
4 - تأويل با سخنان معصومين عليهم السّلام آنگونه كه قبلا گذشت مخالف است .
5 - چنانكه در جاى خود ثابت شد ، تأويل با اجماع مخالفت دارد
6 - لزوما مفاسد زيادى را درپى خواهد داشت .
7 - لازم مىآيد در موارد متعدّدى اجتماع دو نقيض صورت گيرد چنانكه قبلا به خوبى روشن شد .
8 - دلائل آن ، نسبت به فراوانى دلايل مخالف آن ، كه در گذشته به بيان آنها پرداختيم ، بسيار اندك است .
9 - آن دليل ، نسبت به قوّت دلايل مخالف از حيث سند و دلالت ، كه به خوبى روشن است ، ضعيف است .
10 - تأويل با مجموعهاى از قواعد اهل سنّت موافق و با اعتقادات شيعه هيچگونه همخوانى ندارد .
11 - الفاظ ياد شده را محال است بتوان بر حقايق آن حمل كرد زيرا در اين صورت حمل اقلّ بر حقيقت و حمل اكثر بر مجاز لازم مىآيد .
12 - سخنان ياد شده تأويلپذيرند و دلايل مخالف آن به هيچوجه تأويلپذير نيستند زيرا ادلّهء عقلى و صريح دلايل نقلى ، از جمله دلايل مخالف بهشمار مىآيند . و اللّه أعلم .
اكنون كه با مطالب فوق آشنا شديد ، توجه داشته باشيد كسى كه به كتابهاى صوفيان نگاهى بيفكند و يا با آنها كاملا معاشرت داشته باشد به خوبى پى خواهد برد كه سخنان آنها دلالت بر اعتقاد به حلول و اتّحاد و وحدت وجود دارد . امروزه برخى از آنها از