تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
مرغابى از جلوى ما پريدند و افسوس خورديم كه براى شكار آنها فرصتى نداشتيم زيرا كه بايد روزى يك منزل برويم و در راه توقف نكنيم . معلوم نيست كه اعليحضرت چرا تا اين اندازه در مراجعت عجله دارند . اعتماد السلطنه در يكى از امامزاده‌هاى آهنگران كاشىهاى زيبايى به دست آورد كه اگرچه جلاى كاشىهاى طلايى را نداشتند ولى باز بىاهميت نبودند ، سه عدد از آنها را برداشت و به من هديه داد . دوتاى آنها زمينه‌اى كبود داشتند و در روى يكى نقش مرغى شكارى بود كه لك‌لكى را در منقار داشت و در روى ديگرى گل و بوته و مقرنس‌كارى بود و بسيار هم آنها را خوب ساخته بودند . زمينه كاشى سومى به رنگ چوب است و در روى آن به خط نسخ فقط كلمه الله ديده مىشود .

3 اوت - 9 محرم

با اين‌كه از توى تا اينجا همه وقت در جهت مشرق راه مىپيموديم در اينجا در همان دشت ساروق راه را قدرى به طرف شمال منحرف كرديم و بعد از چهار ساعت مسافرت با كالسكه به آشتيان رسيديم . آشتيان در دامنه جنوب شرقى كوهى كه منتهى اليه دشت مذكور محسوب مىشود طبقه‌طبقه ساخته شده . اين آبادى مولد مجتهد بزرگ طهران است كه او را به همين جهت ميرزاى آشتيانى مىگويند . باغات آشتيان در پايين اين كوه در كنار جويبارى است كه حتى براى مشروب كردن مزارع خربزه هم كه چادرهاى ما را در ميان آنها زده بودند آب كافى ندارند . بادى كه از جانب مشرق مىوزد و چند روزى است كه در وسط راه همه جا باعث آزار ما شده در اينجا بيش از همه جا شدت دارد و اگر رطوبت مزارع خربزه نبود دقيقه‌اى از دست گردوغبار راحت نداشتيم . با تمام اين احوال آشتيان براى استراحت جاى خوبى است و بادى كه در اين حوالى غالبا مىوزد مانع از آن نيست كه انسان به عمر طولانى برسد . پيرمردى را به ما نشان دادند كه مىگفتند يكصد و بيست سال دارد اما چون هيچ‌كس داراى ورقه هويت نيست در اين قبيل موارد تنها سند همان قول كسان شخص است . چيزى كه شكى نداشت اين