تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
خانه‌هاى كم و سقف‌هاى كوتاه و گلى آنها مىتوان به خوبى درك كرد .

29 اوت - 30 ذى الحجه

فردا شب تقريبا در همان ساعت ما در ولوچيسكا « 1 » به قطارهاى روسى سوار شديم و از همراهان اطريشى خود خداحافظى كرديم . در ميان ايشان يك نفر صاحبمنصب جوان از اعضاى اركان حزب بود به نام سلطان گيزل دوگيسلين‌گن « 2 » كه من مخصوصا ممنون محبت‌هاى او مىباشم . اين صاحبمنصب ابتدا در خدمت ارشيدوك آدلف بود و بعد از مرگ وليعهد به خدمت مخصوص امپراطور نامزد گرديد و در همين سمت مأموريت يافت كه در مدت اقامت ما در وينه در همهء جهات راهنماى من باشد . چون من از او در اين سمت كمال لطف را ديده‌ام خاطرهء بسيار خوشى از او دارم و بايد از او اظهار امتنان كامل بنمايم . مأمورين مخصوص تزار كه بايد از شاه پذيرايى كنند و در خاك روسيه تا سر حد با وى همراه باشند عبارتند از پوپوف « 3 » امير البحر و سرهنگ پاشخف « 4 » و سرهنگ كاولين « 5 » . اين شخص اخير بر قطار امپراطورى كه حاضر به حركت بود رياست داشت . در موقع سوار شدن دانستيم كه پاسبانى قطار ما به شكلى مخصوص تحت انتظام در آمده ، سرهنگ كاولين كه صورت دقيق اسامى ما را داشت قبلا جاى هر كس را معين كرده بود و به هر يك آن را نشان مىداد و غرض از اين كار آن بود كه اگر اشخاص خارجى يا طفيلى كه موقع هر سوار شدنى زيادتر مىشدند در قطار داخل شده و توجه او را جلب نكرده بودند در خارج بمانند يا از قطار خارج شوند .

30 اوت - 1 محرم 1307

قطار امپراطورى ساعت چهار روز سىام اوت بدون اين كه سوت بكشد به آرامى به حركت درآمد . يكى از همراهان علت اين مسئله را به من چنين گفت كه سوت نزدن قطار براى آن بوده است كه : « شاه از خواب برنخيزد » و چنين مىپنداشت كه در بيان اين
هامش
( 1 ) .VlootchisKa( 2 ) .Giesel de Giesligen( 3 ) .Popof( 4 ) .PachKhof( 5 ) .Kavlin
سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 26 | عباس إقبال آشتياني / فووريه