واگذارد چنان كه به غير از مقدارى از املاك مشير الدوله كه ماه گذشته درگذشت بقيهء دارايى او را با 8000 تومان مستمرى او به پسرش حسين خان واگذاشته .
7 فوريه - 8 رجب
امروز قطعهء الماس معروف درياى نور را ملاحظه كردم . شاه كه تازه از آنفلوانزا راحت شده ولى هنوز ضعف دارد آن را از جيب خود بيرون آورد و گفت كه چون همراه داشتن آن باعث تقويت مزاج است آن را در جيب خود گذاشتهام .
اين قطعه الماس پهن و مسطح است و شباهتى به بعضى از سر تنگها دارد ؛ آن را به شكل هرمى مثلث القاعده تراشيدهاند ؛ قاعدهء آن چهار سانتىمتر طول و سه سانتىمتر عرض دارد و طرف ديگر آن قريب به يك نصف از اين مقدار كمتر است و ارتفاع آن قدرى از دو سانتىمتر بيشتر .
تمام سطوح آن صاف و يكنواخت است جز يك طرف كه فتحعلى شاه نام خود را بر آن حك كرده است . اگر از جانب سطوح در آن نگاه كنند بىرنگ است و اگر از جانب اضلاع به نسبت وضع نور به رنگ گلى يا بنفش خفيفى نموده مىشود . اعليحضرت به من مىگفت كه درياى نور يكى از جواهرات تاج كورش كبير بوده است .
8 فوريه - 9 رجب
شكوه السلطنه مادر وليعهد كه هنوز از بستر بيمارى آنفلوانزا برنخاسته مرا به استشاره به بالين خود خواست . عدهء اطبايى كه به بالين او حاضر شديم شش تن ايرانى و فرنگى بوديم و چون مريض ديد كه در طرز مداوا بين ما اتفاق حاصل نمىشود متوسل به استخاره شد و چون استخاره براى معالجه ايرانى راه داد من بيرون آمدم .
انتشار مرض انفلوانزا اتفاقا مصادف با زمستانى ملايم شده است . از اوايل آذر كه فقط چند روز سرد شده و يك برف افتاده بود ديگر همه وقت آسمان صاف و درجهء حرارت قابل تحمل بوده است جز اين كه ديشب طوفانى برخاست و صفحهء آسمان فيروزه فام را مكدر ساخت اما چه طوفانى ! تگرك و باران به قدرى زياد بود كه غالب بامها را آسيب رسانده و يكى از آنها را فرود آورده و دو جوان بيست ساله را در زير آوار