Skip to main content

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — Page 240

Contributors:

P.240
تغيير القاب را يادداشت نكرده باشيد وقتى كه يكى از اين القاب را كه با هم نيز غالبا تشابه دارند بشنويد نمىفهميد كه صحبت از كيست .

2 فوريه - 3 رجب

دو روز است كه به طهران برگشته‌ايم . ناخوشى شاه كه تقريبا به كلى رفع شده سبب آن شد كه از شكار معمولى جاجرود صرف نظر كنيم و مستقيما به پايتخت برگرديم ، شهر آرام‌تر از موقع رفتن ماست و به حال عادى برگشته . جماعت غليون افروز مثل معمول در كوچه‌ها در حركتند و به كسانى كه مايل باشند غليون‌هاى حاضر كردهء خود را كرايه مىدهند . امتيازات ديگرى كه در دست خارجيان است نيز دچار شكست شده حتى مىگويند كه مقام بعضى از اروپاييان سخت متزلزل گرديده است از جمله رييس كل گمرك كه يك نفر ارمنى استانبولى و رييس پليس كه اصلا اطريشى است نسبت به مقام خود نگران شده‌اند .

5 فوريه - 6 رجب

چون شاه از طرز رفتار پليس هنگام شورش اهالى پايتخت به هيچ وجه راضى نبود و مىگفت كه پليس نه توانسته بود اين حادثه را پيش‌بينى كند نه جلوى آن را بگيرد رييس آن را عوض كرد و معاون آن اداره يعنى ابو تراب خان را كه مردى زيرك و مهربان است به آجودانى خود برگزيده و مقام معاونت پليس را ملغى ساخته است . ابو تراب خان به من گفت كه رييس تازهء پليس سيد عبد اللّه برادر ميرزا عيسى وزير نايب الحكومه طهران اين مقام را كه تيول نايب السلطنه است از او به ماهى 1000 تومان اجاره كرده و انصاف اين است كه اين مبلغ براى چنين مقامى بسيار كم است .

6 فوريه - 7 رجب

شاه به غير از آن كه مالك سرزمينى است كه بر آن سلطنت مىكند و به ميل خود مىتواند در آن تصرف نمايد وارث حقيقى هر ايرانى نيز كه بميرد محسوب مىشود و مىتواند به ارادهء شخصى تمام اموال او را در ضبط آرد يا آن را كلا يا جزء به كسان متوفى