تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سه سال در دربار ايران ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦

5 اوت - 29 ذى الحجه

شاه كه پس از صرف نهار از گچه‌سر حركت كرده بود شب به اينجا رسيد چقدر خوب كردم كه در گچه‌سر نماندم زيرا كه بعد معلوم شد كه چادرهاى من نرسيده بوده . قسمت اول جاده كه بر اثر مه و باران خيس و زير پاى اين همه اسب و قاطر كه دوبار از آنجا گذشته بودند لگدكوب شده بود به قدرى خراب بود كه قاطران بارخانه يك فرسخ نرفته مهتران را مجبور به توقف مىكردند . امروز هفت قاطر من با اين‌كه نيم ساعت از ساير قاطرها زودتر رسيدند شب به شهرستانك وارد شدند . بايد فردا صبح آنها را به سياه‌چشمه برگرداند تا اثاثه‌اى كه پيش عزة الله است بياورند .

6 اوت - 30 ذى الحجه

چادر تكيه را نزديك در خروجى قصر سلطنتى زدند زيرا كه محرم فرا مىرسد و بايد ده روز تمام مراسم تعزيه‌دارى آل عبا را برپا داشت . آخوند و سيد يعنى همان « گربه‌هاى » سال گذشته از هر طرف مىرسند و جا مىگيرند . محال است كه اين جماعت چنين فرصت پرغنيمتى را از دست بدهند ، اين است كه بىباروبنه و زاد و راحله فقط با يك اسب وارد مىشوند . اين جماعت پيش خود چنين تصور مىكنند كه حمل اين همه بار سنگينى چه لازم مگر نه اين است كه هر كس از تهيهء بساط زندگى اين طايفه سر بپيچد مسلمان نيست ؟ شاه كه به اقامهء مراسم تعزيه‌دارى علاقهء خاصى دارد براى آن‌كه بتواند چادر تكيه را در موقع معين در شهرستانك برپا كند از سياه‌چشمه تصميم به مراجعت گرفت تا تعزيه‌دارى بىحضور او صورت نگرفته باشد .

8 اوت - 2 محرم 1309

امروز ساعت نه شب بقيهء اثاثه من با قسمت ديگرى از باروبنه‌ها رسيد ، قاطرها و چهارپاداران از شدت خستگى به حالتى هستند كه دل انسان به حالشان مىسوزد . شترها را از راه برگرداندند ، اين حيوانات بيچاره از همه بيشتر صدمه ديده و قريب سى عدد از آنها هم در سياه‌چشمه جان سپرده‌اند . در گچه‌سر چادر و اثاثهء شاه را بر آنها بار كرند و با چادرها آنها را مستقيما به