وسپس با احتياط وارد آب مىشود غوّاص نيست . مسائل اخلاقى نيز اين گونه اند كه اگر كسى عادت به فضائل اخلاقى كرده به طورى كه بدون تأمل به انجام آنها مىپردازد أو داراى ملكه فضائل اخلاقى است . اما كسى كه ابتدا مقدارى فكر مىكند و پس از تأمل به اين نتيجه مىرسد كه با عفت باشد يا به عدالت عمل كند أو داراى ملكه عدالت نبوده و از نظر اخلاقى نمىتوان أو را صاحب فضائل اخلاقى ناميد .
از آنچه گذشت روشن شد كه :
1 - روح انسان موضوع علم اخلاق است نه بدن أو .
2 - بدن انسان و رفتار خارجى أو موضوع « آداب » است .
3 - وقتى يك عمل فضيلت اخلاقى يا رذيلت اخلاقى ناميده مىشود كه حكايت از حالتها وملكه هاى نفسانى نمايد .
4 - آن حالت يا ملكه بايد بطورى در نفس انسان رسوخ كرده باشد كه به آسانى قابل زوال نباشد .
5 - بايد اعمال اخلاقى بدون فكر وتأمل از انسان صادر شوند يعنى عادت به انجام كار خير داشته باشد .
نكته ديگر آنكه : اين روح انسان كه موضوع علم اخلاق است داراى سه نيرو يا قوّه است : « توانايى شناخت » ، « توانايى جذب » ، « توانايى دفع » . روح را به جهت نيروى نخست « نفس مطمئنه » يا داراى قوه ناطقه گويند . و روح را با توجه نيروى جذب « نفس اماره » يا داراى قوه شهويه مىنامند . و روح را با در نظر گرفتن نيروى دافعه « نفس لوامه » يا داراى قوه غضبيه مىنامند .
الآداب الدينية للخزانة المعينية ( عربي - فارسي ) — صفحة 195
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١٩٥