وُلاةَ الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ رَسُولِكَ ،
به دوستى ايشان دستور دادى ، و آنان را بعد از پيامبرت سرپرست امور قرارشان دادى ،
صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ . يا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنيدٍ ، وَيا مُعِزَّ
كه درود خدا بر او و آل او باد . اى خواركنندهء هر ستمگر زورگوى عنادپيشه ، و اى عزيز گردانندهء
الْمُؤْمِنينَ ، بَلِّغْ مَجْهُودي ، فَهَبْ لي نَفْسِيَ السَّاعَةَ ،
مؤمنان ، تاب و توانم به پايان رسيده است ، پس اكنون مرا ببخش ،
وَرَحْمَةً مِنْكَ تَمُنُّ بِها عَلَيَّ ، يا أَرْحَمَ الرَّاحِمينَ .
و با رحمتى از ناحيهء خودت بر من منّت گذار ، اى مهربانترين مهربانان .
سپس ضريح را ببوس و دو طرف گونهات را بر آن بمال و بگو :
أَللَّهُمَّ إِنَّ هذا مَشْهَدٌ لايَرْجُو مَنْ فاتَتْهُ فيهِ رَحْمَتَكَ ،
خداوندا ؛ اين زيارتگاهى است كه كسى اگر رحمتت را در آن بدست نياورد اميدى نيست
أَنْ يَنالَها في غَيْرِهِ ، وَلا أَحَدٌ أَشْقى مِنِ امْرَءٍ ، قَصَدَهُ
كه در غير آن بدست آورد ، و كسى شقىتر از انسانى نيست كه با
مُؤَمِّلًا فَآبَ عَنْهُ خائِباً . أَللَّهُمَّ إِنّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ
آرزو و اميد اينجا آيد و محروم بازگردد . خداوندا ؛ به تو پناه مىبرم از بدى
الإِيابِ ، وَخَيْبَةِ الْمُنْقَلَبِ ، وَالْمُناقَشَةِ عِنْدَ الْحِسابِ ،
بازگشتن ، و نااميدى هنگام بازگشت ، و مناقشه و كشمكش وقت حسابرسى ،
وَحاشاكَ يا رَبِّ أَنْ تُقْرِنَ طاعَةَ وَلِيِّكَ بِطاعَتِكَ ،
و از ساحت مقدّس تو به دور است پروردگارا كه اطاعت وليّت را با اطاعت خويش ،
وَمُوالاتِهِ بِمُوالاتِكَ ، وَمَعْصِيَتِهِ بِمَعْصِيَتِكَ ، ثُمَّ
و دوستى و پيروى او را با دوستى و پيروى خويش ، و معصيت و نافرمانى او را با معصيت و نافرمانى خويش مقرون گردانى ،
تُؤْيِسَ زائِرَهُ ، وَالْمُتَحَمِّلَ مِنْ بُعْدِ الْبِلادِ إِلى قَبْرِهِ ؛
سپس زائرش را و آنكه سختى راه و دورى آن را تا كنار قبر مطهّر او تحمّل كرده مأيوس و نااميد گردانى ،
وَعِزَّتِكَ يا رَبِّ لايَنْعَقِدَ عَلى ذلِكَ ضَميري ، إِذْ كانَتِ
سوگند به عزّتت - اى پروردگار - كه به خاطرم چنين چيزى خطور نمىكند ؛ زيرا كه
الْقُلُوبُ إِلَيْكَ بِالْجَميلِ تُشيرُ . « 1 »
دلها به سوى تو تنها به خوبى و نيكى اشاره دارد .
هامش
( 1 ) . مصباح الزائر : 471 ، بحار الأنوار : 102 / 172 ، مجموعة في الأدعية والزيارات ( مخطوط ) : 28 .