تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
به من كان قبلك ممّن خزّن الأموال و جدّد الاقلال و جمع الرّجال فلم يستطع دفع المنيّة و لا ردّ الرّزية فلا تغتر به دنيا دنيّة لم يرضها الله جزاء لأوليائه و لا عذابا لأعدائه . بعضي از بزرگان به سلطاني نامه نوشت و أو را موعظه كرد كه : اى سلطان با رعيّت خود با عدالت رفتار كن ، و به زيردستان خود رحم كن ، و بر آنها تكبّر مكن ، و قدر خود را بالا مبر ، و قبر خود را كه منتهاى زندگى تو است فراموش نكن . پس به تحقيق كه مرگ تو را خواهد آمد گرچه عمر طولانى بنمايى . و حساب كارهاى تو در پيش تو است . و قيامت وعده گاه تو است . و اين امر سلطنت كه در دست تو است به دست غير تو بود . و اگر براي أو باقي مىماند به تو نمىرسيد و به زودى از تو به ديگرى انتقال پيدا مىكند . نه براي أو باقي مىماند و نه براي تو باقي خواهد ماند . پس چيزى براي خود پيش فرست تا آنجا آن را حاضر بيابى . و بهره بردار از اين منزل غرور و ناپايدار براي آن منزل فرح و سرور . و از حال گذشتگان عبرت بگير كه آنها مالها را جمع و خزانه كردند و تازه نمودند استقلال و شخصيّتهاى خود را . و مردان جنگجو را جمعآورى كردند . با همه اينها نتوانستند مرگ را از خود دفع كنند و قادر نشدند بلاها را از خود ردّ كنند . پس مغرور مشو به دنياي بىمقدار كه خداى متعال راضى نشد آن جزاى دوستانش باشد و نه عذاب دشمنانش . و اعتبر بقول القائل شعرا :
و كيف يلذّ العيش من كان موقنا بأنّ المنايا بغتة ستعاجله