كنى كه هرگز به آن كار عود نكنى . سوّم اينكه : حقوق همه خلق را رد كنى تا خدا را ملاقاة كنى در حالي كه از حقوق مردم پاك باشى چهارم اينكه : هر واجبي از واجبات الهى را كه ترك و ضايع نموده اى انجام دهى و حق آن را ادا نمايى . پنجم اينكه : گوشتى كه از حرام بر بدن تو روييده با رياضت و عبادت ، مانند روزه و بيدارى شب ، آن را آب كنى تا مجدّدا گوشت برويد . ششم اينكه : به جسم و بدن خود سختى عبادت را بچشانى چنانچه به أو شيرينى گناه و معصيت را چشانيده اى . و لقد أحسن بعضهم شعرا :
مضى امسك الماضي شهيدا معدلا
و أصبحت في يوم عليك شهيدا
و ان كنت بالأمس اقترفت إساءة
فثنّ بالاحسان و أنت حميد
و لا تدع فعل الصالحات إلى غد
لعلّ غدا يأتي و أنت فقيد
ديروز تو گذشت در حالي كه شاهد عادلى بود بر تو و صبح كردى و وارد روزى شدى كه بر تو شاهد است . و اگر در روز گذشته در حال بدى جدا شدى پس امروز نيكى و خوبى را دو برابر انجام بده تا جبران گذشته شده باشد ، و وامگذار كارهاى خوب را تا فردا شايد فردا بيايد و تو نباشى . و قال آخر :
تمتّع انّما الدّنيا متاع
و انّ دوامها لا يستطاع
و قدّم ما ملكت و أنت حىّ
أمير فيه متّبع مطاع
و لا يغررك من توصى اليه
فقصر وصيّة المرء الضياع
و ما لي ان املَّك ذاك غيرى
و أوصيه به لو لا الخداع