در پشت مسجد ( قبا ) حرث را ملاقات كرد و به ياد سوگند و شكنجههاى گذشته افتاده او را بقتل رسانيد ، به او خبر دادند برادرت اسلام آورده بود چرا كشتى ؟ عياش بسيار ناراحت شده گريه كرد و بحضور پيامبر اسلام ( ص ) شرفياب شد و قصه را بعرض رسانيد . فوراً اين آيه نازل شد كه «
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً
تا آخر » .
ضحاك مىگويد : كه آيه مذكور ( آيه 10 ) در بارهى واقعهى ديگرى نازل شده و آن جمعيتى از منافقين بودند كه ميگفتند ايمان آورديم ولى چون در راه ايمان و عقيدهى خويشتن از مشركين رنج ميديدند دست از آئين اسلام و ايمان به خدا برداشته و به آئين بتپرستى برمىگشتند . و اما قتاده نقل كرده كه اين آيه در بارهى بت پرستانى كه بازگشت به مكه نمودند ، نازل گرديده است .
مقصود :
چون خداوند در آيات پيش مراقبت نفس و خويشتن دارى را با انجام فرامين او در اميد و ترس انسان نسبت بآينده ، بيان فرمود ، اكنون دربارهى مجاهده انسان سخن ميفرمايد .
وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ
: انسانى كه با شيطان و وسوسههاى او مبارزه نموده و در مبارزه با دشمنان به منظور استوارى دين كوشش مىنمايد و نيز با شهوتهاى نفس و خواستهاى خطرناك هواى دل كه از هر دشمنى سختتر است ، مبارزه مىكند ، او در حقيقت براى نفع خويشتن قدم برداشته پاداش و نتيجه كار او به خودش بر ميگردد .
نه آنكه تصور كند منافع آن به خداوند جهان برگشت مىكند .
إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ
: خداوند بفرمانبردارى مردم احتياجى ندارد و اوامر و نواهى خدا به منظور منفعتى كه عايد او شود نيست ، بلكه براى منافع مردم است .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ
: آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند ، محو مىكنيم گناهان و بديهايى را كه آنان زمان كفر انجام دادند تا جايى كه در اثر آن اعمال شايسته بدىها جبران شده