نبود ( كه به آتش ببرى ) ، خداوند گويد : گمانت نسبت به من چيست ؟ گويد : گمانم به تو اين بود كه خطايم را بيامرزى و داخل بهشتم كنى ، خداوند گويد : اى فرشتگانم ، سوگند به عزت و جلال و بزرگيم هرگز اين بندهء من چنين حسن ظنى در زندگيش به من نداشته است ، اگر يك ساعت هم در زندگيش به من خوشبين بود او را به آتش تهديد نمىكردم ، دروغ او را بپذيريد و داخل بهشت كنيد ، سپس امام صادق عليه السلام فرمود : بندهاى به خدا گمان خوب نبرد مگر اينكه خدا طبق گمانش با او رفتار نمايد ، و اين همان قول خداوند است كه مىفرمايد : « و اين گمان شما است كه گمان كرديد به پروردگارتان نابود كرد شما را ، پس صبح كرديد در حالى كه از زيانكاران هستيد ، ( فصلت / 23 ) » .
8 - اسماعيل بن بزيع گويد : حضرت رضا عليه السلام به من فرمود : گمان خود را به خدا نيكو كن ، خداوند مىفرمايد : من در نزد گمان بندهام هستم ( طبق آن با او رفتار مىكنم ) پس جز گمان نيكو به من نداشته باش .
جهاد النفس ( فارسى ) — صفحة 92
مساهمون: الحر العاملي
ص٩٢