تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جهاد النفس ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
جايى كه پوست به استخوان چسبيده و دوباره گوشت تازه‌اى روئيده شود 6 - بدن را بايد از درد و رنج طاعت و اعمال خوب چشانيد چنان كه شيرينى گناه را چشيده است . در اين هنگام است كه مىتوانى بگوئى : استغفر الله . 5 - كميل بن زياد به امير المؤمنين عليه السلام عرض كرد : كسى گناه مىكند و سپس استغفار مىكند ( آيا درست است و چه بايد بكند ؟ ) امام فرمود : توبه كند . ( كه ديگر بر نگردد ) . گفتم : چنين نمىكند ؟ فرمود : نه ! گفتم : چگونه ؟ ( و چرا ؟ ) فرمود : استغفار كرده به تحريك . گفتم : تحريك چيست ؟ فرمود : ( حركت دادن ) زبان و دو لب ( به گفتن لفظ استغفر الله ولى آن را بايد ) با حقيقت دنبال كند . گفتم : حقيقت چيست ؟ فرمود : تصديق كردن به قلب و تصميم بر بازنگشتن به گناهى كه از آن استغفار كرده است . گفتم : آيا اگر چنين كنم از استغفاركنندگان مىتوانم باشم ؟ فرمود : نه ! زيرا باز توبه اصل و ريشه نرسيده‌اى . گفتم اصل استغفار چيست ؟ فرمود : بازگشتن به توبه از گناهى كه برايش استغفار كرده‌اى و آن اولين درجه عبادت‌كنندگان است ، و ترك گناه و استغفار اسمى است كه بر شش معنى واقع مىشود . سپس امام دنباله حديث را مانند حديث گذشته ادامه دادند .