به خود گفت : اين چكارى بود كردم ، دينى را بدعت گذارده و مردم را به آن دعوت كردم و مىبينم كه توبهام پذيرفته نمىشود مگر هر كه را به دينم دعوت كردهام از آن بازگردانم ، و لذا بسوى پيروانش آمد و گفت : آنچه شما را بسويش دعوت كردم باطل است و خودم آن را درست كرده بودم ، ولى پيروانش گفتند : دروغ مىگوئى ، دينت حق بوده و لكن خودت در شك هستى ، و از او دور شدند ، آن مرد كه چنين ديد ، زنجيرى را ميخكوب كرده به گردنش بست و گفت : زنجير را از گردنم باز نمىكنم تا خداوند توبهام را بپذيرد ، خداوند به يكى از پيامبرانش وحى فرستاد كه به فلانى بگو : به عزتم سوگند اگر آنقدر مرا بخوانى كه اعضايت قطعه قطعه شود جوابت را نمىدهم تا هر كه از پيروانت مرده است بازگردانى و از دينت منصرفشان كنى .
2 - رسول خدا ( ص ) فرمود : خداوند هر گناهى را مىآمرزد مگر گناه كسى را كه دينى
جهاد النفس ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: الحر العاملي
ص٣٣١